ميان بنى آدم از سلسلهء جهل ايضا قطبى و واسطهاى و بعد از آن الى اخر السلسله ايضا اقطابى و وسايطى مىبايد ؛ و لكن قطب اصلى سلسلهء جهل بر خلاف قطب اصلى سلسلهء عقل اطلاع از قطبيت خود ، به سبب آنكه جاهل است ، ندارد و قطب و مدار از ظلمتهاى جهل در هر عصرى البته عدو و معارض قطب و مدار فيوضات عقل در همان عصر مىباشد ؛ به جهت ضديت فى ما بين كه لازم دارد وجود احدهما مر وجود ديگرى را به قاعده « تعرف الاشياء باضدادها » ؛ چنانكه خداوند فرموده است كه
وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ
« 1 » ؛ يعنى و همچنين گردانيدهايم از براى هر پيغمبرى دشمنى از گناهكاران و از سلسلهء جهل .
و از اينجاست كه مشهور شده است كه « لكل موسى فرعون » ؛ يعنى از براى هر موسى سيرتى فرعون صورتى مىباشد و محقق است كه جميع پيغمبران كه از سلسلهء عقلند البته مبتلا و معاصر با يك شخصى و عدوى لااقل از سلسلهء جهل بودهاند ؛ مثلا عدو حضرت آدم ، ابليس لعين و عدو سليمان ، شياطين و عدو شيث ، اولاد قابيل و عدو يونس ، كيومرث و عدو ادريس ، ضحاك و عدو نوح ، عوج و جهانبان و عدو صالح ، افراسياب و عدو ابراهيم ، نمرود و عدو موسى ، فرعون و هامان و عدو يوشع ، لهراسب و عدو داود ، جالوت و عدو عيسى ، انيح و عدو شمعون ، بخت نصر و عدو خاتم النبيين صلّى اللّه عليه و إله و سلّم . ابو جهل و ابو لهب و عدو على عليه السّلام تيم و عدى و بنى اميه [ بودهاند ] .
و همچنين از براى هر امامى عدوى بوده است تا اين زمان كه زمان ما است و قطب اصلى و مدار حقيقى موجودات ، حضرت صاحب العصر و الزّمان است و عدو او اكثر مردمانند و
فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْكافِرِينَ
« 2 » . و از اينجا است كه در احاديث رسيده است و به تحقيق پيوسته است كه اگر فرضا مؤمنى برود و بر سر كوهى قرار بگيرد البته يك منافقى و خبيثى كه او را اذيت نمايد و آزرده سازد دفعتا در آنجا بههم مىرسد و او را اذيت مىكند بلكه غالبا خالى از چهار نوع عدو نمىباشد ؛ چنانكه در حديث است كه مروى است از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام كه فرمودند : « اربع لا يخلو منهنّ المؤمن او
هامش
( 1 ) . فرقان : 31 .
( 2 ) . بقره : 98 .