حجت نمىشود ، معلوم شد ؛ به جهت آنكه منزلهء او بالنسبة به اهل عصر خودش در وساطت افاضات ، منزلهء روح انسانى است بالنسبة به اعضا و جوارح انسان . و از اينجا است كه در احاديث متواتره رسيده است كه « لو انّ الإمام رفع من الأرض ساعة لماجت بأهلها كما يموج البحر بأهله » « 1 » ؛ يعنى آنكه اگر امام برداشته شود از روى زمين در يك ساعت و يك لحظه هرآينه موج مىزند زمين به اهلش همچنانكه موج مىزند دريا به اهل دريا .
مراد آن است كه زمين متلاشى و منعدم مىگردد ؛ چنانكه در روايت ديگرى است كه « لو بقيت الارض به غير امام لساحت » « 2 » ؛ يعنى اگر باقى بماند زمين به غير امام ، هرآينه مىگدازد و از هم مىپاشد و از اينجا است ايضا كه خداوند فرموده است كه
وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِيها نَذِيرٌ
« 3 » ؛ يعنى و نبوده است هيچ امتى مگر اينكه بوده است در آن امت رسولى و گذشته است با ايشان . و از اينجا است ايضا كه در وصف اولياء اللّه وارد شده است كه « انّ اولياء اللّه اذا سكتوا فكان سكوتهم فكرا و نظروا فكان نظرهم عبرة و نطقوا فكان نطقهم حكمة و مشوا فكان مشيهم بين النّاس بركة » « 4 » ؛ يعنى به درستى كه دوستان خدا اشخاصىاند كه هرگاه ساكت مىشوند ، سكوت آنها فكر كردن است نه غفلت نمودن ، و هرگاه كه نظر مىنمايند ، پس نظر ايشان عبرت گرفتن است نه رغبت و ميل نمودن ، و هرگاه كه به نطق درمىآيند ، پس نطق ايشان حكمت و موعظه و هدايت نمودن خلق است نه مجادله كردن و گمراه نمودن ايشان ، و هرگاه كه راه مىروند ، پس راه رفتن ايشان در ميان مردم سبب رسيدن خير و بركت است نه بههم رسيدن شر و فساد .
و از اينجا است ايضا كه در شريعت مطهره تحريص و ترغيب بر اجتماع در منزل و مشاركت نمودن در كارها و كسبها شده است . خلاصه از براى رسانيدن فيوضات عقل در ميان بنى آدم و سلسلهء عقل ، قطبى و واسطه [ اى ] و بعد از آن الى آخر السلسله ، اقطابى و وسايطى مىبايد . و همچنين از براى رسانيدن زنگها و ظلمتهاى جهل در
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 179 ، ح 12 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 179 ، ح 10 .
( 3 ) . فاطر : 24 .
( 4 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 237 ، ح 25 .