تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
مباركه بيان فرمودند . و هم‌چنين چيزهاى ديگر كه در صورت آن‌ها حدوث و مرورى ديده نمىشود و لكن از آثار پى به مرور و حدوث آن فآنى او برده مىشود ؛ مثلا نباتات و اشجار و حيوانات از آن‌جا كه بعد از گذشتن ماه يا سال تفاوت كلى حسى در قطر و اندازهء آن ديده مىشود يقين حاصل مىشود كه آن‌ها آنا فآنا و لحظه به لحظه در نمو و مرور و حركت بوده‌اند . خلاصه ، تمام موجودات كه به امر خداوند در تحت عقل و جهلند در تمام حالات آن‌ها ، از وجود و آن‌چه تابع وجود است ، بدين منوال است . و آيهء
وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ
« 1 » اشاره به اين معنى است ؛ يعنى و مىبينى تو اى بيننده ! كوه‌ها را در حالتى كه مىپندارى تو آن‌ها را جامد و خشك و باقى بر يك حالت ، و حال آن‌كه آن كوه‌ها مرور و حركت مىنمايند مثل مرور و حركت نمودن ابر در سرعت . بعد فرموده است : ببين صنع خداوند را آن‌چنان خداوندى كه محكم گردانيده است هرچيزى را از خلل ، به طورى كه نظر و حس در مرور و حركت آن راه ندارد .
آن‌چنان باقى و محكم داشتش * تا كه دهرى از ازل پنداشتش
و اين قسم علاقه را بر سبيل تصوير و تمثيل در اين حديث كه مروى است از پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم بيان كرده شده است . فرموده‌اند كه : خلق اللّه العقل له رؤس بعدد الخلايق من خلق و من لم يخلق الى يوم القيامة و لكلّ رأس وجه و لكلّ آدمى رأس من رؤس العقل و اسم ذلك الانسان على وجه ذلك الرّأس مكتوب و على كلّ وجه ستر ملقى لا يكشف ذلك السّتر من ذلك الوجه حتّى يولد هذا المولود و يبلغ حدّ الرّجال أو حدّ النّساء و إذا بلغ كشف ذلك السّتر فيقع فى قلب هذا الانسان نور فيفهم الفريضة و السّنّة و الجيّد و الرّدىّ إلّا و مثل العقل فى القلب كمثل السّراج فى وسط البيت . « 2 » يعنى خداوند خلق فرموده است عقل را و از براى او سرهاى بسيار است به عدد افراد خلايق ، خواه خلق شده باشد آن افراد يا آن‌كه خلق بشود بعد از اين تا روز قيامت . و از براى هر سرى از آن سرها ، رويى و صورتى است و از براى هر آدمىزاده
هامش
( 1 ) . نمل : 88 . ( 2 ) . علل الشرايع ، ج 1 ، ص 98 ، ح 1 .