تحفه : [ 7 ] ، [ كيفيت علاقه عقل و جهل به محل تكون بنى آدم ]
بدانكه از براى هريك از عقل و جهل بالنسبة به تمام عوالم خود و بحرين افراد و اجزا و مقدمات و شروط تا مجمع البحرين ، محل تكوّن بنى آدم ، علاقه مىباشد به انواع علايقات به طريق ترتيب و تقدم و تأخير در ما بين آنها ، به اين نحو كه اول از آن علايق مثلا علاقهء عقل به وجود عالم نفوس و ارواح است . و بعد از آن به واسطهء آن ، علاقه به وجود عالم مثال و اشباح است . و بعد از آنها و به واسطهء آنها علاقه به وجود عالم اجسام سموات است . و بعد از آنها و به واسطهء آنها علاقه به وجود و عناصر و طبايع اربعه است ؛ يعنى آتش و باد و آب و خاك . و بعد از آن و به واسطهء آنها علاقهء به وجود معادن و نباتات و حيوانات است . و بعد از آن و به واسطهء آنها علاقه به وجود طبايع بنى آدم است . و بعد و به واسطهء آنها علاقه به وجود مزاج آنها است . و بعد و به واسطهء آنها ، علاقه به وجود اجسام و ابدان آنها است . و بعد و به واسطهء آنها علاقه به وجود اشكال آنها است . و بعد و به واسطهء آنها علاقه به وجود نفوس و ارواح آنها است . و بعد و به واسطهء آنها علاقه به وجود عقول و ادراكات آنها است .
و بههمين نهج علاقهء او است به خصايص آنها ، از ارزاق و مساكن و ملابس و ساير امور معيشت آنها .
و همچنين و به همينطور است انواع علايق جهل به عوالم خود با تفاوت جنسيّه ؛ به اين معنى كه تمام عوالمى كه از علايق عقل بههم رسيده است نورانى و عليينى و سعادتمند مىباشند . و تمام عوالمى كه از علاقهء جهل بههم رسيده است ظلمانى و سجينى و شقاوت پيوند مىباشند . و در برابر عالم سماوات علويهء عقل ، عوالم ارضين سفليّه مىباشد . و در برابر نفوس و ارواح مقدسهء خيّره عقل ، نفوس و ارواح منجسهء شريره مىباشد . و در برابر عقول و ادراكات عقل جهلها و بلاهتها مىباشد به نهجى كه سابقا در شكل نصف كره نموده شد . و علاقهء هريك از آنها به عالم سابق ، مقدمه و شرط علاقهء آنها است به عالم لاحق و كمال و نقصان علاقهء آنها به عالم لاحق ، تابع كمال و نقصان علاقهء آنها است به عالم سابق . پس هرقدر كه علاقهء سابقه ، اتمّ و اكمل