عقل كل ، روح كل ، نفس كل ، طبيعت كل ، جوهر هبأ شكل كل جسم كل ، عرش ، كرسى هفت آسمان كرهء نار كرهء هوا
و اما اسامى دوازدهگانه عالم جهل پس اين است :
جهل كل ، طمطام ، جهنم ، ريح عقيم ، ثرى ، بحر عقبوس حوت ، صخره ، ثور ، هفت زمين ، كرهء خاك كرهء آب
چنانكه در حديث است كه ثور ملكى است كه به صورت ثور است و اسم او كيوثا و اركيائيل است ميانه مفصل ابهام او مسير چهل سال است . و چهل هزار قائمه و هفتصد هزار شاخ دارد كه همگى مشبك بر عرش است . و او حامل ارضين است و واقف بر صخره است . و صخره از زمرد سبز است . و قرار او بر دو بال حوت است كه او را بهموت گويند . و حوت در بحرى است كه او را عقبوس گويند . و عمق او به قدر عمق سموات و ارض است . و قرار آن بر ثرى و قرار ثرى بر ريح و ريح بر هوا و هوا بر ظلمت و ظلمت بر جهنم و جهنم بر طمطام است . و ارضين سبع كه بر ثور است اول ارض شقاوت و ارض الحاد و ارض طغيان و ارض شهوت و ارض طبع و ارض عادت و ارض ممات و بعد از آن كرهء خاك و كرهء آب است .
و بعضى از علماى اين فن هريك از عوالم عقل و جهل را بيست و هشت دانستهاند ، به عدد حروف بيست و هشتگانهء ابجد و دليلى بر آن نيافتم . و احاديث در اين باب ، هم به حسب عدد و هم به حسب ترتيب اختلاف دارد . خلاصه ، چونكه ما نحن فيه اين نيست ، بلكه اين را از جهت ايضاح مطلب ذكر كرديم ، و مطلب آن است كه بيان كيفيت تأثيرات و اجتماع نمودن هريك از عقل و جهل در كرهاى كه محل تكوّن بنى آدم است كرده شود و محل تصوير آن ايضا بايد وسعتى داشته باشد تا آنكه خوب نمودار گردد ، پس انسب آن است كه از هريك از دواير عقل و جهل نصفى ، كه شكل قوس است ، گرفته و مقابل و روبهروى يكديگر قرار داده شود ، به طورى كه دايرههاى متعدده ايضا حاصل شود و نصف اعلاى آنها دواير عقل و نصف اسفل آنها دواير جهل باشد و وسط آنها محل تكوّن فرض شود . و بنابراين انسب آن است ايضا كه اكتفا به چهار دايره ، كه موافق دايرهء مضمون آيهء نور و آيهء ظلمات است ، بشود كه چهار قوس
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 127
مساهمون: جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
ص١٢٧