تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
و به سبب كمالات ظلمانيهء او ، او را به ضد اسامى عقل مىتوان ناميد . پس اسامى آن « عالم فابغضت » و « اسم خارج عن ظلّه فلا يدخل فيه » و « حركت بنفسه و فعل بنفسه » و « عسق الازل » و « عالم الامر » و « روح رمعى » و « صخرة سوداء » و « مشيّة عرضيّة » و « بغضة حقيقية » و « رابطة بين الظّهور و البطون » و « شجرة زقوميّة » ، و مقام او بعد و « برزخ البرازخ » و « حقيقة رمعيّة » و « ظلمة و لعنة كليّة » و « نفس غضبانى » و « ازلية ثانية » و « عدم قابليّة اول » و امثال اين‌ها كه از اسامى عقل است و به اعتبارات مختلفه بر آن اطلاق مىشود ؛ چون‌كه جهل هم از شدت ظلمت و كماليهء آن ، اعتبارت مختلفه دارد و لكن بر ضد عقل است و مثل عقل ، او را افاضه‌اى است ظلمانى بر ضد افاضهء عقل ايضا ؛ چنان‌كه خداوند بعد از آيهء نور ، كه مشتمل بر كيفيت افاضه نمودن عقل است ، به ادنى فاصله فرموده است :
أَوْ كَظُلُماتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ
« 1 » ؛ يعنى مثال ظهور و ايجاد فرمودن خداوند غضب خود را مثل ظلماتى است كه در درياى عظيم العميقى است كه فرو بگيرد آن دريا را موج تاريك ظلمانى ، و از بالاى آن موج موج تاريك ظلمانى ديگرى باشد ، و از بالاى آن موج ابر سياهى باشد ، و مجموع آن‌ها ظلمت‌هايى است كه بعضى در بالاى بعضى است و به مرتبه‌اى تاريك است كه هرگاه كسى بيرون بياورد دست خود را ، نزديك نيست كه ببيند دست خود را از شدت ظلمت و تاريكى . و كسى را كه خداوند قرار نداده است از براى آن نورى را پس ديگر از براى او نور نمىباشد و تصور نمىتوان نمود . پس بر وفق مثال ، افاضهء عقل موجودات نورانيه مثال اظلام جهل است بر موجودات ظلمانيه ، و بحر را در اين‌جا مقابل شجرهء مباركه بدان در آن‌جا . و موج اول را مقابل مصباح بدان ، و موج دوم را مقابل زجاجه بدان ، و ابر سياه را مقابل مشكات بدان . پس ابر سياه كه به منزلهء مشكات عقل است در عالم جهل مثال ارضين سبع جهليه است ؛ چنان‌كه اشاره به آن شد و بعد از اين مفصلا ذكر خواهد شد . و موج دوم مثال برزخ جهلى است ايضا . و موج اول مثال
هامش
( 1 ) . نور : 40 .
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 112 | جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى / عبد الوهاب فراتي