به يك صنع خلق شده است و الّا لازم مىآيد كه صادر اول دو چيز باشد و محاليت و امتناع آن سابقا معلوم شد . پس به همان يك صنع كه خلقت عقل شده است جهل و ظلمت آن نمايان و مخلوق شده است و ظلمت ذاتى و حقيقت معنى جهل است نه اينكه معنى و حقيقت آن غير ظلمت بوده است و او را ظلمتدار كرده است . يا اينكه ظلمت [ را ] از عقل اكتساب كرده باشد ، حاشا ؛ لكن ظهور آن به واسطهء ظهور عقل شده است ؛ چنانكه نورانيت ذاتى و حقيقت معناى عقل است و به وجود خداوند موجود و ظاهر شده است نه اينكه معنى و حقيقت آن غير از نورانيت بوده است و او را نورانى كردهاند ، كلّا ؛ لكن ظهور آن به واسطهء ظهور جهل است . و از براى زيادتى توضيح اين مطلب رجوع به عالم حس و مشاهده بايد نمود : مثلا شمس ، كه حقيقت و معناى آن ، نورانيت است ، در وقتى كه طلوع نمايد ، ديوار ، كه حقيقت و معناى آن ظلمت و بىنور است و در كتم خفا است ، به واسطهء طلوع شمس ظاهر شد و از ظهورش سايهء او كه عين معناى ظلمت و ظهور او است و به طريق آثار و ظليت جلوه كرده است بروز يافت . پس سايهء ديوار از خود ديوار است نه از شمس و لكن ظهور او به شمس است كه ضد و مقابل او است . و نور شمس ايضا از خود شمس است نه از ديوار و لكن ظهور آن به واسطهء ديوار است كه ضد و مقابل او است . پس آنچه حادث شده است يك صنع است كه عبارت است از طلوع شمس ، و به آن دو چيز پيدا شده است : خود شمس ، و سايهء ديوارى كه معناى ظلمت است . و بر همين نهج است حال خلقت عقل و جهل .
و از اينجا معلوم شد كه جهل ، كه در السنه بلكه در احاديث و آيات ، « ظل » ناميده شده است ، نه مراد اين است كه جهل ظل و عكس و سايهء عقل است ؛ چرا كه ظلّ و عكس و سايهء عقل نور است نه ظلمت و عبارت از همان انبساط او است ؛ مثل ظلّ شمس كه عبارت از همان انبساط ضياء و نور اوست . بلكه مراد از آن يا معنى تابع است ؛ از آنجا كه هر ظلى كه به معناى سايه است تابع ذىظل است . و دانسته شد كه جهل در خلقت و ظهور تابع عقل است و به استقلال خود خلق نشده است .
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 107
مساهمون: جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
ص١٠٧