تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
شعر
عفا اللّه دشمنى كو آشكار * نمايد « 1 » دشمنى از كبر و از كين تفو بر دوستى كو دارد از كيد * دلى پركينه و الفاظِ شيرين كه آن دشمن بسى بهتر ازين دوست * به حقِّ سورهء طه و ياسين
بزرجمهر گويد كه چشم دشمن « 2 » نيكى تو نبيند و « 3 » گوشش نيكى تو نشنود و زبانش نيكى تو نگويد و دلش خير تو نينديشد و همه هنرهاى ترا معيوب دارد « 4 » و اندك عيب ترا بزرگ نمايد « 5 » و از مكر و حيله خالى نباشد « 6 » . شعر
كند دشمن آهوىِ كوچك بزرگ * به خرگوش تو برنهد نامِ گرگ چو دشمن به گفتن تواند همى * دروغى كه با راست ماند همى چه چارست با او بجز خامشى * ستيهندگى باشد از بيهشى
افلاطون گويد : چون بر دشمن ظفر يافتى و « 7 » كين خود از وى « 8 » توانى خواستن ، هم « 9 » انديشه بهتر بايد كردن و شتابزدگى نانمودن . جعفر صادق گويد : إنّى لابادر « 10 » الى قضاء حاجة عدوّى مخافة ان يستعين بغيرى فيستغنى عنّى 77 « 11 » . يعنى « 12 » من تعجيل كنم در گزاردن حاجت دشمن ، « 13 » ترس آن را كه به جز از من از « 14 » كسى ديگر يارى خواهد و از من بىنياز شود . ابن عباس 78 رضى اللّه عنه گويد « 15 » : چون « 16 » دشمن از تو مشورت جويد ، به صواب راه نماى تا ثواب يا بى و دشمن خود ضدّ آن كند و مقهور شود . « 17 » حكيم هند گويد كه « 18 » هر
هامش
( 1 ) . اساس : به آيد ، ضبط متن براساس ب است . ( 2 ) . ب : چشمش ، ( دشمن ) ندارد . ( 3 ) . ب ( و ) ندارد . ( 4 ) . ب : تو عيب انگارد . ( 5 ) . ب : انگارد . ( 6 ) . ب ( و از مكر و حيله خالى نباشد ) ندارد . ( 7 ) . ب ( و ) ندارد . ( 8 ) . ب : ازو . ( 9 ) . ب : همه . ( 10 ) . ب : ابادر . ( 11 ) . اساس و ب : منّى . ( 12 ) . ب + كه . ( 13 ) . ب + خود . ( 14 ) . از ب افزوده شد . ( 15 ) . اساس : ابن عباس گويد رضى الله عنه ، ضبط متن براساس ب است . ( 16 ) . ب ( چون ) ندارد . ( 17 ) . ب : گردد . ( 18 ) . ب ( كه ) ندارد .