و « 1 » عرب مثل زده است : « 2 » العوام كالانعام . يعنى عوام چون چهارپايان باشند .
شهريار 30 « 3 » گفته است كه « 4 » دانش چون باران بارنده « 5 » بود و چون در طلب باران « 6 » باشى لابدّ روزى بر تو بارد « 7 » .
شعر « 8 »
بدان كوش تا زود دانا شوى * چو دانا شوى ، زود و الا شوى
نه داناتر آنكس كه والاتر است * كه « 9 » والاتر آنكس كه داناتر است
نبينى ز شاهان ابَر « 10 » تخت و گاه « 11 » * ز دانندگان بازجويند راه
اگرچه بمانند دير و دراز * به دانا بودشان « 12 » هميشه نياز
[ حكايت ملكشاه و ابو المعالى ]
حكايت - سلطان ملكشاه 31 ، رحمه اللّه « 13 » ، به « 14 » نيشابور رسيد و بيست و « 15 » نه روز از ماه رمضان گذشته بود ؛ كسانى كه « 16 » اركان و شروط گواهى « 17 » ، در رؤيت هلال رعايت بايد كردن « 18 » ، غافل بودند « 19 » ، به خدمت بعضى از بزرگان نمودند كه ماه ديديم و « 20 » جماعتى كه در خدمت خاص بودند « 21 » ، سلطان « 22 » را بر آن داشتند كه فردا عيد بايد كردن . چون از سلطان دستورى حاصل شد ، « 23 » در شهر نيشابور منادى كردند « 24 » كه سلطان مىفرمايد كه فردا عيد كنيد و « 25 » خواجه امام ابو المعالى 32 را كه مقتداى آن عصر بود ، خبر دادند ؛ حالى در شهر منادى داد كردن « 26 » كه ابو المعالى مىگويد كه فردا روزه خواهم داشتن « 27 » هر « 28 » كه به فتوى من كار مىكند « 29 » ، بايد كه فردا روزه دارد . اصحاب اغراض اين
هامش
( 1 ) . ب ( و ) ندارد .
( 2 ) . ب + كه .
( 3 ) . ب : شهريان .
( 4 ) . ق ( كه ) ندارد .
( 5 ) . ق : باريده .
( 6 ) . ب ( باران ) ندارد .
( 7 ) . ب : ببارد .
( 8 ) . ق ( شعر ) ندارد .
( 9 ) . ق : نه .
( 10 ) . ق : بر .
( 11 ) . ن : كه بر تخت گاه .
( 12 ) . ق : بردشان .
( 13 ) . ب ( رحمه الله ) ندارد ، ق + عليه .
( 14 ) . ق + شهر .
( 15 ) . از ب و ن افزوده شد .
( 16 ) . ب و ق و ن + از .
( 17 ) . اساس و ب و ن + كه ، ضبط متن براساس ق است .
( 18 ) . ب : كه در ولايت از رعايت رؤيت هلال .
( 19 ) . ب و ق + و .
( 20 ) . ب : كه ما ماه را ديديم ، ق : كه ماه را ديديم ، ب و ق و ن ( و ) ندارند .
( 21 ) . ق ( بودند ) ندارد .
( 22 ) . ق + ملكشاه .
( 23 ) . ق : گشت .
( 24 ) . ق : منادى به شهر نيشابور فرستادند .
( 25 ) . ق : چون .
( 26 ) . ق : حالى منادى در شهر فرستاد .
( 27 ) . ب : خواهم روزه داشتن .
( 28 ) . ق + كسى .
( 29 ) . ق : كند .