تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 6

مساهمون:

ص٦
كند نيكى « 1 » افزون چو افزون شود * وز آهوىِ بد ، پاك « 2 » ، بيرون شود
حكيمان « 3 » گفته‌اند « 4 » : هرچيزى را آلتى « 5 » هست و آلت دانايان خرد است و هركسى « 6 » را معاونى هست « 7 » و معاون جان ، خرد است و هركسى « 8 » را آرامشى هست « 9 » و آرامش پرهيزگاران خرد است و هركسى « 10 » را انبازى هست و انباز حكيمان خرد است و خرد را بر بينايى چشم ببايد گزيدن « 11 » كه خداى تعالى ، خرد را « 12 » براى آن به مردم داده است « 13 » تا هر چه به چشم سر نتواند ديدن ، « 14 » به چشم خرد باز بيند . « 15 » [ شعر ]
خرد بهتر از چشم و « 16 » بينايى است * نه بينايى افزون ز دانايى است
بزرجمهر گويد : بزرگ‌ترين گوهرى « 17 » ، خردست و نيكوترين پيرايه‌اى « 18 » ، شرمست و مهربان‌ترين دوستى ، دانش است و بزرگ‌ترين تمتّعى ، رفقست « 19 » .

[ در خصايل اهل خرد ]

قسم دوم ، در خصايل اهل خرد « 20 » و آن ده خصلت است « 21 » : خصلت اول ، ترسيدن است از خداى تعالى در سرّ و علانيه « 22 » و پيغامبر « 23 » صلّى اللّه عليه ، « 24 » مىفرمايد : مخافة اللّه تعالى 6 « 25 » رأس كل حكمة . يعنى ترسيدن « 26 » از خداى ، عزّ اسمه ، « 27 » سرجملهء حكمتهاست . و برين « 28 » معنى نصّ « 29 » نبوى بسيار وارد شده است و از
هامش
( 1 ) . ب : تكيه . ( 2 ) . ق : پاكى . ( 3 ) . ب : حكما . ( 4 ) . ب + كه . ( 5 ) . ق : آلت . ( 6 ) . ق : كس . ( 7 ) . ق : است . ( 8 ) . ق : كس . ( 9 ) . ق : است . ( 10 ) . ق : كس . ( 11 ) . ب : جاى ببايد كردن . ( 12 ) . ق + از . ( 13 ) . ب و ق : داد ( است ) ندارد . ( 14 ) . ب : ديد . ( 15 ) . ب : ببيند ، ق : بيند ، ( باز ) ندارند . ( 16 ) . ق ( و ) ندارد . ( 17 ) . ق : گوهر . ( 18 ) . ب و ق : پيرايه . ( 19 ) . ب + شعر ،گمان بد مبر بر كس نكو بر * حليمى كن ز كمتر كس فروبر .( 20 ) . ق + و موضوعست . ( 21 ) . ق : دارد . ( 22 ) . ب : نهان و آشكارا ، ق + يعنى در پنهانى و آشكارا . ( 23 ) . ق : پيغمبر . ( 24 ) . ب و ق : عليه السلام . ( 25 ) . ب ( تعالى ) ندارد . ( 26 ) . ق : ترس . ( 27 ) . ق : عز و جل . ( 28 ) . ق : بدين . ( 29 ) . ب : حديث .