كند نيكى « 1 » افزون چو افزون شود * وز آهوىِ بد ، پاك « 2 » ، بيرون شود
حكيمان « 3 » گفتهاند « 4 » : هرچيزى را آلتى « 5 » هست و آلت دانايان خرد است و هركسى « 6 » را معاونى هست « 7 » و معاون جان ، خرد است و هركسى « 8 » را آرامشى هست « 9 » و آرامش پرهيزگاران خرد است و هركسى « 10 » را انبازى هست و انباز حكيمان خرد است و خرد را بر بينايى چشم ببايد گزيدن « 11 » كه خداى تعالى ، خرد را « 12 » براى آن به مردم داده است « 13 » تا هر چه به چشم سر نتواند ديدن ، « 14 » به چشم خرد باز بيند . « 15 »
[ شعر ]
خرد بهتر از چشم و « 16 » بينايى است * نه بينايى افزون ز دانايى است
بزرجمهر گويد : بزرگترين گوهرى « 17 » ، خردست و نيكوترين پيرايهاى « 18 » ، شرمست و مهربانترين دوستى ، دانش است و بزرگترين تمتّعى ، رفقست « 19 » .
[ در خصايل اهل خرد ]
قسم دوم ، در خصايل اهل خرد « 20 » و آن ده خصلت است « 21 » :
خصلت اول ، ترسيدن است از خداى تعالى در سرّ و علانيه « 22 » و پيغامبر « 23 » صلّى اللّه عليه ، « 24 » مىفرمايد : مخافة اللّه تعالى 6 « 25 » رأس كل حكمة . يعنى ترسيدن « 26 » از خداى ، عزّ اسمه ، « 27 » سرجملهء حكمتهاست . و برين « 28 » معنى نصّ « 29 » نبوى بسيار وارد شده است و از
هامش
( 1 ) . ب : تكيه .
( 2 ) . ق : پاكى .
( 3 ) . ب : حكما .
( 4 ) . ب + كه .
( 5 ) . ق : آلت .
( 6 ) . ق : كس .
( 7 ) . ق : است .
( 8 ) . ق : كس .
( 9 ) . ق : است .
( 10 ) . ق : كس .
( 11 ) . ب : جاى ببايد كردن .
( 12 ) . ق + از .
( 13 ) . ب و ق : داد ( است ) ندارد .
( 14 ) . ب : ديد .
( 15 ) . ب : ببيند ، ق : بيند ، ( باز ) ندارند .
( 16 ) . ق ( و ) ندارد .
( 17 ) . ق : گوهر .
( 18 ) . ب و ق : پيرايه .
( 19 ) . ب + شعر ،گمان بد مبر بر كس نكو بر * حليمى كن ز كمتر كس فروبر .( 20 ) . ق + و موضوعست .
( 21 ) . ق : دارد .
( 22 ) . ب : نهان و آشكارا ، ق + يعنى در پنهانى و آشكارا .
( 23 ) . ق : پيغمبر .
( 24 ) . ب و ق : عليه السلام .
( 25 ) . ب ( تعالى ) ندارد .
( 26 ) . ق : ترس .
( 27 ) . ق : عز و جل .
( 28 ) . ق : بدين .
( 29 ) . ب : حديث .