تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
شعر
جهان آب شور است ، چون بنگرى * فزون تشنه‌اى گرچه بيشَش « 1 » خورى
بطليموس گفته است كه چيرگى آز بر تن مردم بدتر از چيرگى دشمن است كه چون دشمن چيره شود ، « 2 » از وى « 3 » بتوان « 4 » گريختن و هم زينهار « 5 » خواستن و هم « 6 » به مال « 7 » دفع كردن ؛ « 8 » امّا آز چون چيره شود ، ازو نتوان گريختن و هرچند « 9 » زينهار « 10 » خواهند ، دليرتر شود و هرچند مال بخشند ، « 11 » بيشتر خواهد « 12 » و برنگردد « 13 » تا هلاك نكند . شعر
ز دشمن به دينار و با زينهار * برستن توان ، آز را نيست چار
بنيموس گويد « 14 » كه اين « 15 » جهان پادشاهيست كه بر كس نبخشايد و با كس دوستى نكند « 16 » و اگر ستايش او كنى ، سپاس ندارد و اگر نكوهش كنى ، باك ندارد « 17 » و بدهد ، بىحقّى و بازستاند ، بىگناهى . شعر
نپايد « 18 » جهان بر تو ور « 19 » پايدى * ازو هر بدى كايدى ، « 20 » شايدى چنين آمد و تو « 21 » نخواهى چنين * بسنده نه‌اى با جهان‌ْآفرين نگردد به كامِ تو هرگز روش * روش ديگر و ، تو به ديگر مَنِش
فيقراوس گويد : اگرچه ساليان « 22 » بسيار بمانيم و دنيا آبادان ، آخر كار [ مرگ ، تن ] « 23 » را ويران كند و اگر هزار « 24 » سال « 25 » او را جوييم ، درنيابيم و ازو بهره‌مند « 26 » نشويم « 27 » و عاقبت
هامش
( 1 ) . ق : تشنگى چند بيشى . ( 2 ) . ق + هم . ( 3 ) . ب : ازو . ( 4 ) . ق : نتوان . ( 5 ) . ب : زنهار . ( 6 ) . ب : يا . ( 7 ) . ق + از خود . ( 8 ) . ق + و . ( 9 ) . ب + كه . ( 10 ) . ب : زنهار . ( 11 ) . اساس : بخشد ، ضبط متن براساس ب و ق و ن است . ( 12 ) . اساس : خواهند ، ضبط متن براساس ب و ق و ن است . ( 13 ) . ق : برنگذرد . ( 14 ) . ب : گفته است ، ( كه ) ندارد . ( 15 ) . ق ( اين ) ندارد . ( 16 ) . ب و ق : بخشايش نكند و با كسى ( ق : كس ) دوستى ندارد . ( 17 ) . ب و ق : باكش نبود . ( 18 ) . ب : بپايد . ( 19 ) . اساس : گر ، ضبط متن براساس ب و ق و ن است . ( 20 ) . ب : كامدى . ( 21 ) . ق : هم . ( 22 ) . ق : ساكنان . ( 23 ) . اساس و ب و ق : تن وى ، ضبط متن براساس ن است . ( 24 ) . ق : هزاران . ( 25 ) . ب + بمانيم و . ( 26 ) . ب و ق : بهرمند . ( 27 ) . ب : بشويم .