شعر
جهان آب شور است ، چون بنگرى * فزون تشنهاى گرچه بيشَش « 1 » خورى
بطليموس گفته است كه چيرگى آز بر تن مردم بدتر از چيرگى دشمن است كه چون دشمن چيره شود ، « 2 » از وى « 3 » بتوان « 4 » گريختن و هم زينهار « 5 » خواستن و هم « 6 » به مال « 7 » دفع كردن ؛ « 8 » امّا آز چون چيره شود ، ازو نتوان گريختن و هرچند « 9 » زينهار « 10 » خواهند ، دليرتر شود و هرچند مال بخشند ، « 11 » بيشتر خواهد « 12 » و برنگردد « 13 » تا هلاك نكند .
شعر
ز دشمن به دينار و با زينهار * برستن توان ، آز را نيست چار
بنيموس گويد « 14 » كه اين « 15 » جهان پادشاهيست كه بر كس نبخشايد و با كس دوستى نكند « 16 » و اگر ستايش او كنى ، سپاس ندارد و اگر نكوهش كنى ، باك ندارد « 17 » و بدهد ، بىحقّى و بازستاند ، بىگناهى .
شعر
نپايد « 18 » جهان بر تو ور « 19 » پايدى * ازو هر بدى كايدى ، « 20 » شايدى
چنين آمد و تو « 21 » نخواهى چنين * بسنده نهاى با جهانْآفرين
نگردد به كامِ تو هرگز روش * روش ديگر و ، تو به ديگر مَنِش
فيقراوس گويد : اگرچه ساليان « 22 » بسيار بمانيم و دنيا آبادان ، آخر كار [ مرگ ، تن ] « 23 » را ويران كند و اگر هزار « 24 » سال « 25 » او را جوييم ، درنيابيم و ازو بهرهمند « 26 » نشويم « 27 » و عاقبت
هامش
( 1 ) . ق : تشنگى چند بيشى .
( 2 ) . ق + هم .
( 3 ) . ب : ازو .
( 4 ) . ق : نتوان .
( 5 ) . ب : زنهار .
( 6 ) . ب : يا .
( 7 ) . ق + از خود .
( 8 ) . ق + و .
( 9 ) . ب + كه .
( 10 ) . ب : زنهار .
( 11 ) . اساس : بخشد ، ضبط متن براساس ب و ق و ن است .
( 12 ) . اساس : خواهند ، ضبط متن براساس ب و ق و ن است .
( 13 ) . ق : برنگذرد .
( 14 ) . ب : گفته است ، ( كه ) ندارد .
( 15 ) . ق ( اين ) ندارد .
( 16 ) . ب و ق : بخشايش نكند و با كسى ( ق : كس ) دوستى ندارد .
( 17 ) . ب و ق : باكش نبود .
( 18 ) . ب : بپايد .
( 19 ) . اساس : گر ، ضبط متن براساس ب و ق و ن است .
( 20 ) . ب : كامدى .
( 21 ) . ق : هم .
( 22 ) . ق : ساكنان .
( 23 ) . اساس و ب و ق : تن وى ، ضبط متن براساس ن است .
( 24 ) . ق : هزاران .
( 25 ) . ب + بمانيم و .
( 26 ) . ب و ق : بهرمند .
( 27 ) . ب : بشويم .