كند ، كارش برآيد يا نزديك بود كه برآيد و هركه تعجيل كند خطا كند « 1 » يا نزديك بود ، به خطا . « 2 » سوم ، آنك در صبر اميد نصرت است كه رسول صلّى اللّه عليه ، « 3 » فرموده است : إنّ النّصر مع الصّبر 120 . يعنى نصرت بدان توان يافتن كه صبر كنند « 4 » و در شتاب خطر بىمرادى و هزيمت باشد ، « 5 » چهارم ، آنك در صبر ، اميد حسنه است كه در تورات نوشته « 6 » است : لا حسنة اعلى من الصّبر . يعنى هيچ نيكويى « 7 » بزرگوارتر از صبر نيست « 8 » كه در تعجيل ، سيّئه باشد . « 9 » پنجم ، صبر اقتدا كردنست كه بارى تعالى « 10 » به رسول صلّى اللّه عليه ، « 11 » خطاب كرد و فرمود : « 12 »
فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ .
« 13 » بدين آيت معلوم شد كه صبر از قبيل « 14 » مأمورات است « 15 » و شتاب از قبيل مناهيست ، « 16 » فى الجمله ، غالب و ظاهر آنست كه صبر در بيشتر امور مستحبّ و مستحسن است و تعجيل ، در جملهء احوال « 17 » مكروه و نامحمود است .
شعر
شكيبايى اندر همه كارها * بِهْ از شوشهء زر به « 18 » خروارها
شكيبايى اندر دلِ تنگ نه « 19 » * شكيبايى از گنجِ بسيار بِهْ
شقيق بلخى 121 گويد : چهار چيز از همهكس نيكوست : جوامردى و داد و شكيبايى « 20 » و خرد را كار بستن .
هامش
( 1 ) . اساس : آيد ، ضبط متن براساس ب و ق است .
( 2 ) . ب : كه خطا كند .
( 3 ) . ب و ق : عليه السلام .
( 4 ) . اساس : كند ، ضبط متن براساس ب و ق و ن است .
( 5 ) . ب + و ازينجا معلوم مىشود كه در شتاب ( ق + كه ) ضد اينست خطر بىمرادى و هزيمت است .
( 6 ) . ب و ق : نبشته .
( 7 ) . ق : حسنتى .
( 8 ) . ق + و مفهوم اين كلام آنست .
( 9 ) . ب : و مفهوم اين كلام آنست كه سيئه باشد .
( 10 ) . ب و ق ( كه بارى تعالى ) ندارند .
( 11 ) . ب و ق : عليه السلام + كه بارى تعالى .
( 12 ) . ب : گفت .
( 13 ) . ق + و .
( 14 ) . ب : قبل .
( 15 ) . ب ، مأمور آنست .
( 16 ) . ب : و شتاب ضد اوست از قبل مناهى است ، ق : و شتاب كه ضد اوست از قبيل مناهى باشد و .
( 17 ) . ب : و در جمله احوال تعجيل .
( 18 ) . ق : زرّ .
( 19 ) . اساس : به ، ضبط متن براساس ب و ق و ن است .
( 20 ) . ب : شكيبايى و داد و سخاوت ، ق : شكيبايى و داد و جوانمردى .