و نكوتر . « 1 »
بزرجمهر گفته است : شتاب كردن در كارها ، آگاه كردن ديگران باشد . و رسول ، صلّى اللّه عليه ، « 2 » فرموده است : تعجيل در هيچ كارى « 3 » مباح نيست 122 « 4 » مگر در سه كار : يكى ، « 5 » در « 6 » آنكه دختر « 7 » زود به شوهر دهند . دوم ، آنك مرده را زود دفن « 8 » كنند ، سوم ، آنك پيش مهمان طعام زود برند . « 9 »
حكماى پارس « 10 » گفتهاند : چون كار از يك روى انديشند « 11 » و بر يك انديشه به سر برند ، حاصل او پشيمانى باشد كه مرد دانا چون كارى خواهد كردن بايد كه از هر كرانه بنگرد « 12 » كه بهسر بردن « 13 » در چيست « 14 » و راستى و كژى « 15 » و سبب جايگاه آن « 16 » بداند كه هركه اندر گفتار و كردار انديشه نكند ، به دو آن رسد از پشيمانى كه به خسرو رسيد [ و آن عقوبت و ملامت كه به فرزند موبد رسيد ] . « 17 »
[ حكايت خسرو و كنيزك ]
حكايت - گويند كه خسرو را كنيزكى بود و او را دوست داشتى روزى « 18 » وى « 19 » را در خلوت پيش خواند « 20 » و دست به دو فراز كرد . كنيزك از روى گستاخى دست بر روى خسرو زد و « 21 » خون از بينى خسرو « 22 » بيامد « 23 » خسرو طيره شد « 24 » و كس فرستاد ، پيش موبد و گفت كه « 25 » كسى كه دست ، بر خدايگان خود بيازد ، « 26 » عقوبت او چه بود ؟ موبد به خانه نبود ، پسر موبد گفت : « 27 » دستش « 28 » ببايد بريدن . و درين سخن انديشه نكرد و به
هامش
( 1 ) . ب و ق ( و نكوتر ) ندارند .
( 2 ) . ب و ق : عليه السلام .
( 3 ) . ب : كار ، ق : چيز .
( 4 ) . ب : نبود .
( 5 ) . ق : اول .
( 6 ) . ب ( در ) ندارد .
( 7 ) . ب + را .
( 8 ) . ب : در قبر .
( 9 ) . ب : طعام را در پيش مهمان زود برند ، ق : طعام زود پيش مهمان آرند .
( 10 ) . ق : فارس .
( 11 ) . ق : انديشد .
( 12 ) . ق + تا بداند .
( 13 ) . ب و ق + كار .
( 14 ) . ب و ق : كار چيست + و از سود و زيان آن بپرسد ، ق : پرسد .
( 15 ) . ب و ق + او را .
( 16 ) . ب و ق او را .
( 17 ) . از ب و ق و ن افزوده شد .
( 18 ) . از ق و ن افزوده شد .
( 19 ) . ق : او .
( 20 ) . ب : و آن كنيزك را در خلوت پيش خود بود خواند .
( 21 ) . ب و ق ( و ) ندارند .
( 22 ) . ب ( خسرو ) ندارد .
( 23 ) . ب : آمد .
( 24 ) . ق : تيره شد و خشم گرفت .
( 25 ) . ب ( كه ) ندارد .
( 26 ) . ب : ببازد .
( 27 ) . ب و ق + هم اندر زمان .
( 28 ) . ق : دست .