تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
بزرجمهر گفته است كه « 1 » از اسباب نيكبختى يكى « 2 » آنست كه خدمت پادشاه عادل و « 3 » خوشخوى كنند « 4 » و از اسباب بدبختى يكى آنست كه خدمت پادشاه بدخوى و زودخشم و شتابزده « 5 » كنند . « 6 » شعر
شتاب آورد ، زشتْ نيكو به چشم * نه نيكو بود ، پادشا « 7 » زودْ خشم كرا كار با شاهِ « 8 » بدخو بُوَد * نه آزرم و نه بخت ، نيكو بُوَد .
بزرجمهر گفته است : « 9 » با پادشاه بنده‌وار زندگانى « 10 » بايد كردن كه او را سايهء خداونديست و رعيّت را ذلّ بندگى « 11 » . حكيمان گفته‌اند : « 12 » خدمتكار را « 13 » به‌هيچ‌حال « 14 » بر مخالفت پادشاه كارى نشايد كردن و از مقام « 15 » خويش برترى نشايد نمودن . « 16 » شعر « 17 »
از اندازه برتر مبر دستِ خويش * فزون از گليمت مكن « 18 » پاىْ پيش « 19 »
[ عنصرى گويد ] : « 20 »
هر آن‌كس كه با پادشاهان به كين « 21 » * ستيزه كند ، مانَد اندر زمين چه آن‌كس كه پيچد ، سر از شهريار * چه آن‌كس كه او ديده خارد ، به خار
هامش
( 1 ) . ب و ق : گويد ، ق ( كه ) ندارد . ( 2 ) . اساس : يك ، ضبط متن براساس ب و ق است . ( 3 ) . ق ( و ) ندارد . ( 4 ) . ب : كند . ( 5 ) . ب و ق ( و شتابزده ) ندارند . ( 6 ) . ب : كند . ( 7 ) . ق : پادشه . ( 8 ) . ق : باد شاه . ( 9 ) . ب : هم او گويد ، ق : گويد . ( 10 ) . ق : خدمت . ( 11 ) . اساس و ق : دل بندگى ، ب : او سايهء خداست و رعيت را ذل بندگى ، ضبط متن براساس ب است . ( 12 ) . ب ، حكما گويند كه ، ق + كه . ( 13 ) . ق ( را ) ندارد . ( 14 ) . ب : وجه ، ق : وجهى . ( 15 ) . ب : مقامى . ( 16 ) . ق : كردن . ( 17 ) . از ب و ق افزوده شد . ( 18 ) . ق و ن : مكش . ( 19 ) . اساس و ب و ق : خويش ، ضبط متن براساس ن است . ( 20 ) . از ب و ق افزوده شد . ( 21 ) . ق : كه با شه بود او بكين .