شتاب « 1 » حكم كرد . خسرو فرمود كه دست كنيزك ببريدند . « 2 » بعد از آن « 3 » خسرو پشيمان شد . از فرستاده پرسيد كه اين حكم موبد كرد يا نه ؟ فرستاده « 4 » گفت : موبد به خانه نبود و « 5 » پسرش حكم كرد . « 6 » خسرو موبد را بخواند و باز « 7 » پرسيد . « 8 » موبد گفت ، جز از چهار كس « 9 » باقى را دست ببايد « 10 » بريدن . پرسيد « 11 » كه « 12 » چهار كس كدامند ؟ موبد گفت : يا « 13 » كنيزكى كه وقت خلوت باشد يا ديوانه يا مست يا طفل . « 14 » خسرو به موبد « 15 » گفت : پس پسر تو چرا چنين حكم كرد كه « 16 » دست كنيزك به ظلم و بيداد بريده شد ؟ موبد گفت : پسر را دست ببايد « 17 » بريدن . خسرو فرمود « 18 » تا دست پسر موبد « 19 » ببريدند و پسر موبد در آن رنج « 20 » بمرد .
مأمون خليفه گفت : « 21 » در گفتار كه گويد ، « 22 » شتاب نبايد كردن « 23 » تا از گفته پشيمان نشود .
[ حكايت گفتهء نابينا ]
حكايت - يكى نابينايى را گفت : كاشكى من بدانمى كه ترا « 24 » ازين نابينايى چه فايده است ؟ گفت : فايدهء من آن است كه روى چون تو كسى « 25 » را نبايدم « 26 » ديدن .
[ حكايت منصور به روزگار حجّاج ]
حكايت - منصور 123 به روزگار حجّاج يكى را از خوارج عرب بگرفت و پيش خود برپاى كرد و به مسخرگى « 27 » گفت كه « 28 » ازين لشكر ما با شما كه سختتر حرب « 29 » كرد ؟ عرب
هامش
( 1 ) . ق : شتابزدگى ، ( و ) ندارد .
( 2 ) . ق : بريدند .
( 3 ) . ب : بعد ازا .
( 4 ) . ب ( فرستاده ) ندارد .
( 5 ) . ب ( و ) ندارد .
( 6 ) . ق : و اين حكم پسرش كرد .
( 7 ) . ب و ق ( باز ) ندارند ، ب + و .
( 8 ) . ق + كه آنكس دست بخدايگان خود ببازد عقوبت او چه بود .
( 9 ) . ق : چيز .
( 10 ) . اساس : نبايد . ب : بايد ، ضبط متن براساس ق است .
( 11 ) . ق : خسرو گفت .
( 12 ) . ب + آن .
( 13 ) . ب ( يا ) ندارد .
( 14 ) . ق : يا ديوانهاى ، يا مستى ، يا طفلى .
( 15 ) . ب ( به موبد ) ندارد .
( 16 ) . ب و ق : پس پسر تو حكم چنان كرد تا .
( 17 ) . ب : بايد .
( 18 ) . ق : بفرمود . ب + كه .
( 19 ) . ب + را .
( 20 ) . ب و ق : غم .
( 21 ) . ق : گفته است .
( 22 ) . ب : كه در گفتار كه گويند ، ق : گويند .
( 23 ) . اساس : كرد ، ضبط متن براساس ق و ن است ، ب + و از جواب ببايد انديشيدن ، ق + و جواب ببايد انديشيدن و تمنى جواب كردن .
( 24 ) . از ب و ق افزوده شد .
( 25 ) . ب : كس .
( 26 ) . ق : نبايد ، ب ( را ) ندارد .
( 27 ) . ق : بسخره + كه .
( 28 ) . ب ( كه ) ندارد .
( 29 ) . ق : حرب سختتر .