تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
شعر
به كژّى و ناراستى كم گراى ! * جهان از پى راستى شد ، به پاى

[ حكايت ايرانيان كه پيش نوشروان رفتند ]

حكايت - گويند ايرانيان پيش نوشروان عادل شدند و گفتند : خسرو بر ما آن فرمايد نهادن « 1 » كه ما نگاه توانيم داشتن « 2 » و بر ما چيزى نهد كه سبك باشد و پر منفعت . نوشروان « 3 » بر ايشان راستى نهاد و گفت : راستى نگه « 4 » داريد كه راستى راهنمايى نيكست « 5 » و هيچ كارى پاينده‌تر از راستى و عبادت نيست و از راستى دو چيز است : « 6 » يكى گفتار و يكى ديگر « 7 » كردار . شعر
هر آنگه كه شد راستيتْ « 8 » آشكار * فراوان بود ، مر ترا خواستار رَهى كز خداوند شد ، بختيار * برآيَدْشْ بىرنج ، بسيار كار
پس در هركارى كه مردم راستى كند ، سزاوار است كه زشت‌تر از دروغ نيست . « 9 » و مهران به « 10 » گفته است كه گنگى به از دروغ گفتن است و شخص را عيبى عظيم . « 11 » شعر
نكوهيده باشد ، دروغ‌ْآزماى * سوىِ بندگان و به « 12 » سوىِ خداى يك آهو كه از يك دروغ آيدا « 13 » * به صد راست گفتن ، نپيرايدا « 14 » دروغ آب و آزرم كمتر « 15 » كند * [ و گر راست ] « 16 » گويد « 17 » كه باور كند
حكيم هند گفته است كه سه چيز علامت بدبختى است : يكى ، عيب خويش ناديدن .
هامش
( 1 ) . ق ( نهادن ) ندارد . ( 2 ) . ق : كه توانيم نگاه داشتن . ( 3 ) . ق + عادل . ( 4 ) . ب و ق : نگاه . ( 5 ) . ب و ق : راهنماى نيكى است . ( 6 ) . ب : پاينده‌تر از راستى و آن دو چيز است . ق : پاينده الا راستى دو چيز است . ( 7 ) . ب و ق ( ديگر ) ندارند . ( 8 ) . ق : راستيست . ( 9 ) . ب و ق : كه مردم كند راستى سزاوار است و از كژيها مخالفت كردن پسنديده است كه دروغ در بيشتر مواضع زشت است . ( 10 ) . ق ( به ) ندارد . ( 11 ) . ب و ق ( و شخص را عيبى عظيم ) ندارند . ( 12 ) . ق : هم . ( 13 ) . ق : آيدى . ( 14 ) . ق : نپيرايدى . ( 15 ) . ق : اندك . ( 16 ) . از ب و ق افزوده شد . ( 17 ) . ب و ق : گويى .
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 90 | علي بن أبي حفص بن فقيه محمود الإصفهاني / على اكبر احمدى داراني