همچنان بود كه مهندسى « 1 » به « 2 » يكساعت در بناى سراى شرح دهد ؛ امّا به سالهاى بسيار قابل تمام و « 3 » عمارت نشود . پس آن « 4 » خرابى كه عامل ظالم در يك روز پديد آرد به روزگار دراز به صلاح نتوان آوردن و پادشاه اگرچه عادل بود ، تلافى امثال آن به دشوارى تواند « 5 » كردن . « 6 » عقلا گفتهاند : « 7 » بر پادشاه واجب باشد كه هميشه سه چيز رعايت كند : اوّل ، در آبادانى گنج و ولايت كوشد . دوم ، بر رعيّت شفقت و رأفت نمايد و ميان ايشان عدل كند .
سوم ، كارهاى بزرگ را به دست مردم « 8 » خرد و بىخرد « 9 » ندهد . « 10 » از رسول ، صلّى اللّه عليه ، « 11 » پرسيدند كه قرب چهار هزار سال پادشاهى بر آل ساسان به چه « 12 » ماند 104 ؟ فرمود : « 13 » لرأفتهم بالعباد و عمارتهم فى البلاد . يعنى به دو خصلت : شفقت نمودن بر رعيّت و عمارت كردن در ولايت . و گويند كه از « 14 » بعضى از آل ساسان پرسيدند 105 « 15 » كه پادشاهى بر آل ساسان چهار هزار سال چون مستمر مانده بود « 16 » و « 17 » سبب تحويل « 18 » از آن خاندان نامدار « 19 » به « 20 » چه چيز گشت ؟ گفتند : « 21 » اشغال بزرگ را « 22 » كه لايق ارباب رفق و خرد بود به دست كسان خرد بازداديم تا خداوندان راى و تجربت ضايع شدند و پيران و بزرگان دولت نماندند و كسانى كه عقل ايشان اسير هوا بود ، در « 23 » تصرّف ممالك مستولى شدند تا آخر الامر پادشاهى از دست برفت .
[ حكايت نوشروان دربارهء اموال بندهاش ]
حكايت - وقتى به نوشروان « 24 » عرضه داشتند 106 « 25 » كه اموال « 26 » فلان بنده « 27 » بىنهايت شده است و اسباب نعمت از حدّ گذشته ، « 28 » او را قدرى كفايت كند ، باقى خزانهء عامره « 29 »
هامش
( 1 ) . ق : مهندس .
( 2 ) . از ب و ق افزوده شد .
( 3 ) . ب و ق ( و ) ندارند .
( 4 ) . ق : از .
( 5 ) . ق : نتواند .
( 6 ) . ق + و .
( 7 ) . ب + كه .
( 8 ) . ق ( مردم ) ندارد .
( 9 ) . ق ( و بىخرد ) ندارد .
( 10 ) . ق + و .
( 11 ) . ب و ق : عليه السلام .
( 12 ) . ق + سبب .
( 13 ) . ب و ق + كه .
( 14 ) . ب ( از ) ندارد .
( 15 ) . ق ( پرسيدند ) ندارد .
( 16 ) . ب و ق : چون چهار هزار سال مانده بود .
( 17 ) . ق ( و ) ندارد .
( 18 ) . ب + پادشاهى .
( 19 ) . ب : بزرگ .
( 20 ) . ق ( به ) ندارد .
( 21 ) . ب و ق + كه .
( 22 ) . ق ( را ) ندارد .
( 23 ) . ب ( در ) ندارد .
( 24 ) . ب + عادل .
( 25 ) . ق ، بنوشروان برداشتند .
( 26 ) . ق ( اموال ) ندارد .
( 27 ) . ق + را اموال .
( 28 ) . ب : درگذشته .
( 29 ) . ب : عامر ، ق : معمور .