يعنى هيچ معونت « 1 » و استظهارى استوارتر از مشورت نيست .
[ حكايت نامه نوشتن ملك روم به نوشروان ]
حكايت - ملك الرّوم به نوشروان عادل نامهاى نوشت « 2 » كه به چه چيز رعايت آن ملك و رعيّت « 3 » كردى « 4 » كه هرگز كسى « 5 » مخالفت تو نكرد ؟ گفت به هفت چيز : اول ، آنك « 6 » زبان نگاه داشتم از دشنام دادن . دوم ، هرگز در امر و نهى خويش هزل نگفتم . « 7 » سوم ، « 8 » به وعد و وعيد خويش ، خلاف نكردم . چهارم ، به هركسى شغل « 9 » به « 10 » سزاى او فرمودم ، نه به هواى خويش . پنجم ، عقوبت از بهر ادب فرمودم ، نه از براى خشم . ششم ، دل رعيّت « 11 » بيارامانيدم « 12 » به داد و راستى . هفتم ، خود را در دل ايشان دوست گردانيدم ، به گفتار راست نه به كژى و تهوّر . و عبد اللّه « 13 » عمر 103 ، رضى اللّه عنهما ، « 14 » گويد : « 15 » هيچ كارى نيست كه او را حيله گشاده نكند ، « 16 » به « 17 » از راى و تدبير ، و هيچ گوهرى ملك را نيارايد ، « 18 » به از داد و هيچ صوابى به دو راه نيابد ، به از مشورت و هيچ لشكرى را منهزم نكنند الّا به آهستگى « 19 » و هيچ پاسبانى نيست نعمت را ، به از آنك به استحقاق صرف كند و هيچ ملك را زيان نكند ، مگر طمع در اموال رعيّت و تطاول در حرم ايشان و هيچ كردارى نيست ، بهتر از نيّت نيكو و هيچ قوّتى ، بهتر از داد نيست . « 20 »
حكماى فارس « 21 » گفتهاند : « 22 » فرخندهترين چيزى « 23 » بر پادشاه دستور « 24 » نيكو سخن است و شومترين چيزى دستور نادان و بدآموز . « 25 »
هامش
( 1 ) . ب : معاونت .
( 2 ) . ب : نبشت .
( 3 ) . ب ( و رعيت ) ندارد .
( 4 ) . ب + و رعيت را نگاه داشتى .
( 5 ) . ب و ق : كس .
( 6 ) . ق ( آنك ) دارد .
( 7 ) . ب ( هرگز در امر و نهى خويش هزل نگفتم ) ندارد .
( 8 ) . ب : دوم .
( 9 ) . ب : شغلى .
( 10 ) . ب ( به ) ندارد .
( 11 ) . ق + را .
( 12 ) . اساس : برامانيدم . ب : نرمانيدم ، ضبط متن براساس ق و ن است .
( 13 ) . ب + بن .
( 14 ) . ق : عنه .
( 15 ) . ب + كه .
( 16 ) . ب : كند .
( 17 ) . اساس : نه ، ضبط متن براساس ب و ق و ن است .
( 18 ) . ق : بنيارايد .
( 19 ) . ب و ق : هزيمت نكند به از آهستگى .
( 20 ) . ب : بهتر از آن نيست كه داد كند ، ق : و هيچ كردارى بهتر از آنك داد كند .
( 21 ) . ب : فاس .
( 22 ) . ب + كه .
( 23 ) . ق : چيز .
( 24 ) . ب و ق + دانا و .
( 25 ) . ب + است .