حكماى يونان گفتهاند كه « 1 » هرگاه « 2 » كه ارباب دين و دانش و خداوندان راى و خرد بر حضرت پادشاه « 3 » تردّد كنند ، « 4 » هرروز غلبهء ظنّ « 5 » در ثبات آن « 6 » دولت بيشتر شود و كثرت آثار و امارت به « 7 » دوام آن مملكت ، ظاهرتر گردد « 8 » و اسباب سعادت و سيادت متوافرتر شود و از معارضه و « 9 » اعتراض اعادى اطراف حضرت « 10 » سليم « 11 » ماند و از شومى خلاف و نزاع ، پيرامن خطّه محروستر ماند .
[ حكايت ابو نصر غازى ]
حكايت - مردى بود به شهر رى و « 12 » نام او ابو نصر غازى 96 بود و بدان روزگار « 13 » حسن بن بوى 97 « 14 » به رى پادشاه بود . او گفت : « 15 » ما به غزا بوديم و در اول وهلت اهل اسلام بر مخالفان در مبتداى اقبال « 16 » دست يافتند و « 17 » نفير اهل روم عام شد به هر طرفى از اطراف ممالك . ملك الرّوم « 18 » به استنجاد لشكر مشغول شد « 19 » و چون اعداد « 20 » لشكر او مدد يافت « 21 » و شوكت ، تضاعف گرفت ، روى به معسكر عراق نهاد و « 22 » بر آن لشكر نامدار دست يافت . بعضى « 23 » از خطّهء سپاهان « 24 » به معاونت لشكر رى آمده بودند « 25 » در دست سپاهيان روم به حالتى هرچند بينواتر به نوا بماندند و طايفهء « 26 » عراقيان كه اقدام نموده بودند ، به وجه هزيمت بازپس نشستند . پس « 27 » ملك روم « 28 » بنشست و جملهء اكابر وى « 29 » به خدمت ايستادند « 30 » فرمود كه اسيران را به وى « 31 » عرضه كنند . چون « 32 » مرا
هامش
( 1 ) . ب و ق ( كه ) ندارند .
( 2 ) . ق : گه .
( 3 ) . ب و ق : پادشاهى .
( 4 ) . ب : كند .
( 5 ) . ق : غلبه ظن هرروز .
( 6 ) . ب ( آن ) ندارد .
( 7 ) . ب و ق ( به ) ندارند .
( 8 ) . ب : شود .
( 9 ) . ب و ق ( و ) ندارند .
( 10 ) . از ب و ق و ن افزوده شد .
( 11 ) . ق : سالم .
( 12 ) . ب و ق ( و ) ندارد .
( 13 ) . ب : ايام .
( 14 ) . ب : حسن نوى ق : حسن بن موى .
( 15 ) . ب + كه .
( 16 ) . ب : مبدا قتال ، ق و ن : مبدا اقبال .
( 17 ) . ب و ق ( و ) ندارند .
( 18 ) . ب : ملك روم .
( 19 ) . اساس : شدند ، ضبط متن براساس ب و ق و ن است .
( 20 ) . ق : اعدا .
( 21 ) . ب و ق + واهبت .
( 22 ) . ق : نهاده ، ( و ) ندارد .
( 23 ) . ق + كه .
( 24 ) . ق : اسپاهان .
( 25 ) . ب : بود .
( 26 ) . ب : طايفان .
( 27 ) . ق + روزى .
( 28 ) . ق : ملك الروم .
( 29 ) . ق ( وى ) ندارد .
( 30 ) . اساس : ايستادهاند ق : بايستادند و ضبط متن براساس ب است .
( 31 ) . ق : بر وى .
( 32 ) . ق ( چون ) ندارد .