دولت و عمر چون آفتاباند ، بامداد بر يك ديوار و شبانگاه بر ديوارى ديگر ، بشتاب تا بهرهء خود به آهستگى و آسانى « 1 » بردارى . چهارم ، آنك تا تواند بنا و اساس هركارى به مدارا و رفق « 2 » نهد ، نه آنك عنف كند و رسول ، صلّى اللّه عليه ، فرموده است « 3 » و دعا كرده كه هر والى كه با رعيّت رفق كند ، « 4 » تو با وى رفق كن و هر والى كه عنف كند ، تو با وى « 5 » عنف كن .
[ حكايت هشام بن عبد الملك و ابو حازم ]
حكايت - هشام بن عبد الملك 94 از خلفاى بزرگ بود . پرسيد از ابو حازم كه از مشاهير علما و زهّاد آن عصر بود كه چيست تدبير نجات من درين كار ؟ گفت : هر مالى « 6 » كه بستانى از وجهى بستان كه به « 7 » شرع جايز دارند « 8 » نه به عنف و ظلم و جايى « 9 » صرف كن كه مصرف وى بود . هشام گفت : اينكه تواند كردن ؟ ابو حازم گفت : آنك طاقت دوزخ ندارد .
پنجم ، به قدر قدرت و اندازهء استطاعت ، جهد كند تا بيشتر « 10 » رعيّت از وى خشنود شوند به موافقت شرع باهم . « 11 »
[ حكايت عالم و پادشاه ]
حكايت « 12 » - وقتى يكى از علما پادشاهى را پند مىداد « 13 » و گفت : اگر خواهى كه خداى تعالى « 14 » از تو خشنود گردد ، « 15 » خلق وى را بىوجه ميازار و تا توانى خشنودى خلق به رضاى خداى تعالى « 16 » طلب كن .
ششم ، آنك رضاى هيچ آفريدهاى به « 17 » * مخالفت فرمان خداى ، عزّ و جلّ « 18 » طلب نكند و مقتضاى شهوات را « 19 » بر مواجب شرع مقدّم « 20 » ندارد [ و اگر كسى از فرمان شريعت رنجد و بدان سبب از پادشاه ناخشنود شود ، آن ناخشنودى وى را زيان ندارد ] . « 21 »
هامش
( 1 ) . ب : آسانى و آهستگى .
( 2 ) . ب : برفق و مدارا .
( 3 ) . ب : عليه السلام گفته است .
( 4 ) . ب + خدايا .
( 5 ) . ب : با وى تو .
( 6 ) . ب : مال .
( 7 ) . ب ( به ) ندارد .
( 8 ) . ب : دارد .
( 9 ) . ب : بجايى .
( 10 ) . ب ( بيشتر ) ندارد .
( 11 ) . ب : به هم .
( 12 ) . ب + گويند .
( 13 ) . ب : همى داد .
( 14 ) . ب ( ى تعالى ) ندارد .
( 15 ) . ب : شود .
( 16 ) . ب ( ى تعالى ) ندارد .
( 17 ) . ب ( به ) ندارد . * آغاز دوباره نسخه ق .
( 18 ) . ب و ق ( ى عز و جل ) ندارد .
( 19 ) . ب ( را ) ندارد .
( 20 ) . ق : مقدام .
( 21 ) . از ب و ق و ن افزوده شد ، ق + قاعدهء .