الادب . يعنى هركس كه صبر كند در رنج آموختن ، « 1 » برخوردارى يابد از راحت ادب .
حكماى هند گفتهاند : « 2 » غايت ابلهى آنست كه به تنآسانى علم جويند ؛ « 3 » چه آسانى جستن در كار روزگار « 4 » بدتريست . و دشوارتر كارى به دست آوردن روزبهى است و روز بدترى اندر آسانى . « 5 »
شعر
هركه از رنج بازدارد تن * بدْسرانجام گردد و بَدروز
و انك از رنجِ تن نپرهيزد * بر همه كامِ دل شود ، پيروز
افلاطون گويد : آسانى ، آسانى ببرد و رنج بردن ، رنج را بكاهاند . « 6 »
شعر
بكاهد ز رنجِ تو هم رنجِ تو * وز آسانى ، آسانى و گنجِ تو
و « 7 » عرب مثل زده است : من طلب الرّياسة و لم يجتهد فى الدّراسة فهو ثور فى الدّياسة . يعنى هر آنكس كه رياست طلب كند ، و او در علم آموختن « 8 » تقصيرى كند ، « 9 » گاوى باشد در خرمن بسته . و « 10 » بدانك بزرگان كه گوى ارادت از ميدان معالى « 11 » بربودند و سبق بردند ، سابقه با « 12 » خدمت ايّام صبا داشتند و باد صبا برايشان وزيده بود .
شعر
به هنگام برنايى و كودكى « 13 » * به دانش توان يافتن ، زيركى
درختى كه خُردك « 14 » بود ، باغبان * بگرداند او را چو خواهد چنان
چو گردد كلان ، باز نتواندش * كه از كژّى و خَم بگرداندش
بليناس حكيم 89 گويد : مقدار مردم به دانش است و زينت مردم به مال است و مردم
هامش
( 1 ) . ب + علم .
( 2 ) . ب + كه .
( 3 ) . ب : علم جويند به تنآسانى .
( 4 ) . ب : روز .
( 5 ) . ب + است .
( 6 ) . ب : رنج بكاهد .
( 7 ) . ب ( و ) ندارد .
( 8 ) . ب + جهد نكند .
( 9 ) . ب : نمايد .
( 10 ) . ب ( و ) ندارد .
( 11 ) . ب : معانى .
( 12 ) . ب ( با ) ندارد .
( 13 ) . اساس : برناى بر كودكى ، ضبط متن براساس ب و ن است .
( 14 ) . ب : خرد .