على را ، رضى اللّه عنه ، وصيّت كرده است كه روز اوّل « 1 » ماه و روز نيمهء « 2 » ماه و روز آخر ماه با زن صحبت مكنيد كه شياطين به وقت صحبت حاضر آيند و شايد كه « 3 » از آن نطفه فرزندى متولّد شود كه وساوس شيطانى بر وى « 4 » مستولى باشد و امّا از جهت معقول پيش اهل صناعت نجوم رعايت آن « 5 » معنى به دو وجه مستحسن است : اوّل ، آنك قانون اهل نجوم از جهت طلب فرزند آنست كه ماه ناظر باشد « 6 » به نظر سعد چون تسديس و تثليث و از مناظرات نحس برى « 7 » باشد ، خاصه از مقارنه و مقابله و از آنك تحت الشّعاع باشد و در آن شبها كه ذكر رفت ، مناظرات محمود به آفتاب ممكن نيست و بضرورت ماه به يكى « 8 » از اتصالات نحس موصوف خواهد بود ، خاصه كه « 9 » منحدر بود در فلك تدوير و دوم ، آنك « 10 » بعضى از متقدّمان كه از مشاهير اين طايفهاند ، برآناند كه در هركدام برج كه ماه در وى بود به وقت آنك نطفه متعلّق شود كه ابتداى كونست بعينه آن برج طالع ولادت باشد و ازينجا لازم آيد كه طالع در وقت ابتداى كون منحوس باشد ، بدانچ قمر در وى باشد ؛ امّا تحت الشّعاع منحدر از فلك تدوير باشد و امّا از مقابله منصرف گشته باشد ، هم منحدر و شكى نيست كه رعايت اين معنى مطلوبست . دوم ، آنك دايهاى بصلاح و حلالخوار و نيكوخوى « 11 » طلب كند ؛ زيرا كه خوى بد از دايه سرايت كند . و پيغامبر ، صلّى اللّه عليه ، « 12 » فرموده است : « 13 » الرّضاع يغيّر « 14 » الطّباع . 85 يعنى شير دادن ، طبيعت نسبى « 15 » را متغيّر گرداند . و فايدهء وى آنست تا خسيس و دونهمّت و بدخو نشود . « 16 » سوم ، آنك وى را به « 17 » ادب دارد . يعنى هرچه از محارم و مناهى « 18 » شرع باشد ، به قدر وسع طاقت ، « 19 » او را از آن منع كند . و اگر در حالت طفوليت بود ، از امثال ربودن و
هامش
( 1 ) . ب + از .
( 2 ) . ب + از .
( 3 ) . اساس + اگر ، ب و ن ( اگر ) ندارند .
( 4 ) . ب : برو .
( 5 ) . ب : اين .
( 6 ) . اساس : نباشد ، ضبط متن براساس ب و ن است .
( 7 ) . اساس : بر وى ، ضبط متن براساس ب و ن است .
( 8 ) . ب : نيكى .
( 9 ) . ب ( كه ) ندارد .
( 10 ) . از ب افزوده شد ، ن : وجه دوم .
( 11 ) . ب : نيك خوا .
( 12 ) . ب : عليه السلام .
( 13 ) . ب + كه .
( 14 ) . اساس : تغيّر ، ضبط متن براساس ب است .
( 15 ) . ب + وى .
( 16 ) . ب : بدخوى نباشد .
( 17 ) . ب : با .
( 18 ) . ب : مناهى و محارم .
( 19 ) . ب : به قدر قدرت .