دروغ گفتن و دشنام دادن و فخر و تكبّر كردن و انواع اين معانى در پيش وى مذمّت كند « 1 » و آنچ در عرف مستحسن دارند ، چون راست گفتن و بخشيدن و رفق و مدارا كردن و پيران را حرمت داشتن و به تحصيل علم ميل كردن « 2 » پيش وى ستايش كنند تا در طبيعت وى ميل كردن به خصايل نيكو و اجتناب نمودن از مناهى « 3 » در نهاد او مستحكم شود . « 4 » چهارم ، آنك وى را از قرين بد نگاه دارد « 5 » . و بزرگان گفتهاند كه پنج چيز از قرين بد سرايت كند : شوخى و بىشرمى و دروغ گفتن و لجاج كردن و در كارها دليرى كردن و ناپاكى نمودن و چون از همنشست بد دور باشد ، ازين پنج چيز كه گفته شد « 6 » ، مصون ماند . « 7 » پنجم ، آنك به هر جاى « 8 » كه شهوت اقتضا كند ، به متابعت نفس و هوا رضا ندهد تا اصالت فرزند ضايع نشود . و رسول صلّى اللّه عليه ، « 9 » فرموده است : « 10 » انظر في اىّ نصاب تضع ولدك فإنّ العرق دسّاس 86 . يعنى نيكو « 11 » بنگر تا خود چه جاى كارى فرزند را كه رگ « 12 » پيوسته است و طبع آميخته و اگرچه رياضت فرزند بدين خصايل نوع مشقّت است ؛ امّا « 13 » تا اين مشقّت بر خود ننهد ، استعداد سرورى و بزرگى حاصل نشود كه ايزد ، عزّ شأنه ، « 14 » در كلام مجيد مىفرمايد : « 15 »
لَمْ تَكُونُوا بالِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ .
[ حكايت عبد الملك مروان و پسرانش ]
حكايت - گويند كه عبد الملك مروان 87 را پنج پسر بود و او خليفه بود و « 16 » ايشان را پند داد و « 17 » وصيّت كرد و گفت : در تورات نوشته « 18 » است : لا كنز انفع من العلم 88 . يعنى هيچ گنجى سودمندتر از دانش نيست ؛ اكنون علم بياموزيد تا جمال روزگار شما باشد كه احوال جهان گردنده « 19 » است و در جملهء احوال ، دانش نيكوست « 20 » كه اگرچه به « 21 » نسب
هامش
( 1 ) . ب : كنند .
( 2 ) . ب : و ميل به تحصيل علم كردن .
( 3 ) . ب + ذاتى شود و .
( 4 ) . ب : گردد .
( 5 ) . ب : آنك از قرين بد فرزند را نگاه دارد + شعر :پسر را از قرين بد نگه دار * كه مردم از قرين گردد گرفتار .( 6 ) . ب : ذكر رفت .
( 7 ) . ب : باشد .
( 8 ) . ب : جا .
( 9 ) . ب : پيغامبر عليه السلام .
( 10 ) . ب + كه .
( 11 ) . ب : ( نيكو ) ندارد .
( 12 ) . ب : ( رگ ) ندارد .
( 13 ) . ب ( اما ) ندارد .
( 14 ) . ب : عزّ و علا .
( 15 ) . ب + كه .
( 16 ) . ب ( و ) ندارد .
( 17 ) . ب ( و ) ندارد .
( 18 ) . ب : نبشته .
( 19 ) . ب : گرديده .
( 20 ) . ب : و دانش در جمله احوال نيكوست .
( 21 ) . ب ( به ) ندارد .