[ « 1 » ]
آنك بر شاشه چنان عطسه كرد [ ] * كوزه صلصال بهر [ ]
دايهء امرش برون به حكمت [ ] * اين دو چنين توأم [ ]
بر خط پيشانى [ ] * شكل دو طغرا فرو كشيد ] « 2 »
* 729 *
فى نعت خاتم النّبيّين عليه السّلام للخاقانى
خاتم مهدى غلام ، أمىّ صادق كلام * خسرو هشتم بهشت شحنه چارم كتاب
باجستان ملوك تاج ده أنبيا * كز در او يافت خلق خطّ أمان از عقاب « 3 »
للأنورى
آنكه « 4 » از ايماى انگشتش دو گيسو بند زد * از چه از يك آينه بر سقف چرخ چنبرى
آنكه بر دعويش چون برهان قاطع خواستند * در زبان سوسمار آورد حجت گسترى « 5 »
لجمال الدّين محمد بن عبد اللّه العراقىّ
اى [ ا ] ز بر سدره شاهراهت * وى قبّه عرش تكيهگاهت
اى طاق نهم رواق بالا * بشكسته ز گوشهء كلاهت « 6 »
للعطّار
خورشيد خلد خواجهء دنيا و آخرت * سلطان شرع صاحب كونين مصطفى
هامش
( 1 ) در اين موضع يك كلمه كه ظاهرا نام شاعر است خوانده نمىشود به نظر مىرسد ( انورى سروده ) باشد ، اما اين سه بيت در ديوان انورى با مقدمهء نفيسى وجود ندارد .
( 2 ) سه بيت فوق در حاشيه سمت چپ نوشته شده و در صحافى بياض كه قبلا صورت گرفته ، چيده شده است .
( 3 ) ر . ك ديوان خاقانى چاپ عبد الرّسولى ص 33 با كاربرد هادى به جاى خاتم و عقل به جاى خلق .
( 4 ) آنك و أيضا مورد بعد .
( 5 ) ر . ك : ديوان انورى ، با مقدمهء سعيد نفيسى ، بخش قصايد ص 367 با اختلاف .
( 6 ) ابيات فوق جزء تركيببند معروف جمال الدين عبد الرزاق است .