حكمت فكند بر سر شام اطلس شفق * واكسون شب هم او ز سر صبح بركشيد
هرروز تيغهاى بلورين زاغ شب * طاووس « 1 » خور به قدرت او زير پر كشيد
للسوزنىّ
آن صانعى كه هست ز تأثير صنع او * چندين هزار شمع شب آراى در اثير
گردنده و رونده به فرمان صنع اوست * گردون مستدير و مه و مهر مستنير « 2 »
* 728 * من شاهنامه
خداوند پيروزى و دستگاه * خداوند كيوان و بهرام و ماه
خداوند هست و خداوند نيست * همهچيز حقّست و ايزد يكيست
همه بندگانيم او پادشاست * خرد بر توانايى او گواست
لفريد الدين الأحول
كردگار جان و تن پروردگار مرد و زن * پادشاه لم يزل آمرزگار لا يزال
در ارادت بىشبيه و در مشيّت بىشريك * در اجابت بىنظير و در عنايت بىهمال
للسعدى « 3 »
آن صانع لطيف كه بر فرش كائنات * چندين هزار صورت الوان نگار كرد
اجزا [ ى ] خاك مرده به تأثير آفتاب * بستان ميوه و چمن لالهزار كرد
بخشنده [ اى ] كه سابقه [ فضل و رحمتش ] * ما را به حسن عاقبت [ اميدوار كرد ] « 4 »
هامش
( 1 ) طاوس .
( 2 ) ر . ك ديوان حكيم سوزنى سمرقندى به تصحيح دكتر ناصر الدين شاه حسينى ، امير كبير ، ص 171 بيت ، 25 و 34 .
( 3 ) ر . ك كليات سعدى چاپ فروغى قصيده توحيد ص 711 و 712 ضمنا موارد ناقص از روى اين نسخه تكميل گرديده است .
( 4 ) دو بيت فوق در حاشيه پايين صفحه به صورت مورّب نوشته شده است در صحافى بياض از حاشيه پايين صفحه چيده شده است .