تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
به فالى كز اختر توان برشمرد * تو دارى درين داورى دست برد « 1 » تو آن شيرگيرى كه در روز جنگ * ز شمشير تو خون شود خاره سنگ « 2 » نوازش گريها [ ى ] پدرام تو * برآرد به هفتم فلك نام تو نبينى كه روزى هم آزار او * كسادى درآرد به بازار او * 724 * چه پنداشتى كار بازيست اين * همه نكتهء كارسازيست اين بدين‌گونه كار خدايى بود * خصومت خداآزمايى بود نشايد زدن تيغ با آفتاب * نه البرز را كرد شايد خراب پذيره شو أرنه سپهر بلند * به دولت گرايان درآرد گزند نه اقبال را شايد انداختن * نه با مقبلان دشمنى ساختن مياويز با مقبل نيكبخت * كه افكندن مقبلان هست سخت چو مقبل كمر بست پيش آر كفش * نشايد طپانچه زدن با درفش چو گردون كند گردنى را بلند * به گردن فرازان درآرد گزند ترا پاى دولت فروشد به گنج * ز بىدولتيهاى دشمن مرنج « 3 » چو دوران ملكى به پايان رسد * به دو دست جوينده آسان رسد « 4 » فلك نيست يكسر در آغوش [ تو ] * طرازش [ دو رنگيست بر دوش تو ] شبانگه به [ نانيت نارد به ياد ] * كليچه [ به گردون دهد بامداد ] « 5 » ز ما گر شبى رفت روز [ ى رسيد ] * گلى رفت [ و ] گلشن [ فروزى رسيد ] « 6 »
هامش
( 1 ) ر . ك ص 150 منبع ذكر شده . ( 2 ) ر . ك ص 149 منبع ذكر شده . ( 3 ) اين دو بيت به صورت عمودى در حاشيه سمت چپ صفحه آمده است . ( 4 ) اين بيت به صورت عمودى در حاشيه سمت راست صفحه آمده است . ( 5 ) براى دو بيت فوق ر . ك ص 222 شرفنامه منبع ذكر شده . ( 6 ) ر . ك ص 236 شرفنامه مرحوم دستگردى سه بيت فوق به صورت ناقص در حاشيه پايين صفحه نوشته شده است و در صحافيى كه قبلا از كتاب بياض صورت گرفته چيده شده است قسمتى از ابيات كه داخل قلاب قرار دارد با مراجعه به شرفنامه چاپ وحيد دستگردى ص 222 و 236 تكميل شده است .