شكر ايزد بر آن همىگويم * كه درين فترت و تقلب كار
گرچه اندك بضاعتم بارى * سودم آمد شكنجهء بسيار « 1 »
أيضا له
* 252 * نسيم باد صبا جز تو كيست كز بر من * به نزد خواجه رسالتگزار خواهد بود
بگويدش كه گرم كار برقرار نماند * كدام كار كه آن برقرار خواهد بود
مرا كه فخر نبودست تاكنون به عمل * قياس كن كه ز عزلم چه عار خواهد بود
دو چيز موجب شكرست بنده را گه عزل * كه نزد زندهدلانش اعتبار خواهد بود
يكى كه هيچ نكردست در زمان عمل * كه وقت عزلت « 2 » از آن شرمسار خواهد بود
دوم كفايت « 3 » اركان دولتست پس ازين « 4 » * شد آن فسانه كه در هر ديار خواهد بود
چه مىكنم عملى را كه عزل در پى آن * ز بىثباتى اين روزگار خواهد بود
مرا ثناء تو گفتن نكوترين كارست * همين بسم به از اينم چه كار خواهد بود
هامش
( 1 ) ر . ك ديوان ابن يمين قطعه 437 ص 424 .
( 2 ) هكذا در ديوان : عزل .
( 3 ) در ديوان : كتابت .
( 4 ) در ديوان : آن .