تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
همچو خاكم بر سر راه صبورى معتكف * باد بر بوى تو خواهد بردن از را هم دگر
* * *
هنگام وداعت سخن اين بود كه من زود * بازآيم و ترسم به سخن باز نيايى
* * *
هر كجا مرغ دلى بال گشايد فى الحال * به كمان گرهء ابرو ز هواش اندازد
* * *
همه در طرهء گيسوى تو نتوان پيچيد * كآنچه من ديده‌ام از ملك جمالت مويست
* * *
همان بهتر كه سرّ عشق جانان * بود در لوح دل پيوسته محفوظ
* * *
هرچند ندارى نگه اين دل سوخته را * از دود دل مات نگهدار خدا باد

حرف الواو

وصلت به جان خريدن سهلست اگر برآيد * جان مىدهم در اين پى باشد مگر برآيد
* * *
وقتى كه پرسشى كنى اصحاب درد را * ما را كه كشته [ ا ] ى به جدايى ، جدا بپرس
* * *