نظر من همه بر تست و اگر گهگاهى * نكنم ديده به سوى تو در آنم نظرست
* * *
نماز خفتن بيگاه مست لا يعقل * درآمد از درم آن ماهروى مهرگسل
* * *
ناتوان چشم توأم گرچه بزنهار آورد * نتوان دردسرى بر سر بيمار آورد
* * *
نه جاى آنكه در كوى وصال يار بنشينم * نه پاى آنكه از دست فراق يار بگريزم
* * *
نام من در ورق هيچكسان گو بنويس * اين قدر بس كه در آن نامه مرا نامى هست
* * *
نامهء عشق شد ز دست تو طى * داغ هجر تو بر دلم تا كى
حرف الهاء « 1 »
هوا [ ى ] عشق تو در جان من نه اكنون خاست * كه من نبودم و بود اين هوس كه « 2 » در سر ماست
* * *
* 164 * هرگز نگار دست من و دست من نگار * نگرفت و بد بود كه نگيرد نگار دست
* * *
هامش
( 1 ) همانطور كه مشاهده مىشود ترتيب حروف الفبا براساس ترتيب الفباى عربى است .
( 2 ) كى .