تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
حقيقت دهنت در نيافت كسى * از او همين سخنست اوفتاده در افواه « 1 »
* * *
حديث زلف و دهان تو جز كه با تو نگويم * كه قصه [ ا ] يست مطّول حكايتيست نهانى
* * *
حديث زلف تو در سينه شب فروآمد * شب دراز بسر رفت در پريشانى
* * *
حلقهء عنبر و بازار گل آشفته كنى * تو بدين زلف و رخ أر بر سر بازار آيى
* * *
حلاوتيست لب لعل آبدارش را * كه در حديث نيايد چو در حديث آيد
* * *
حاجى دگر نبرد قطعا ره منازل * مسكين اگر تواند يك ره ز خود بريدن
* * *
حكايتى ز دهنش به گوش هوش مىآمد * دگر نصيحت مردم حكايتيست بگوشم

حرف الخا

خيال سرو بلندت در آب مىجويم * زهى لطيف خيالى كه در تصوّر ماست
* * *
هامش
( 1 ) اين مصرع تكرارى است ر . ك بيت اول حرف الحا .
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى ) — صفحة 189 | تاج الدين احمد وزير / علي زماني علويجه