تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
* * *
بسر بايد سپرد اين ره تو اين صنعت كجا دانى * ز جان بايد گذشت آرى تو اين طاقت كجا دارى
* * *
به فدا [ ى ] تن و اندام چو گلبرگ تو باد * هر كجا در همه آفاق گل‌اندامى هست
* * *
بخت بازآيد از آن در كه يكى چون تو درآيد * روى زيبا [ ى ] تو ديدن در دولت بگشايد
* * * « 1 »

حرف التّا

تا غبار سر كويت نشوم ننشينم * و اگرم خود همه بر باد هوا بايد رفت
* * *
تا برنخيزى از سر دنيا و هرچه هست * با يار خويشتن نتوانى دمى نشست
* * *
تير خدنگ غمزه‌ات از جان ما گذشت * بر ياد غمزهء تو چه گويم چها گذشت
* * *
تا چه خواهد كرد با من دور گيتى زين دو كار * دست او در گردنم يا خون من در گردنش
هامش
( 1 ) در اين موضع حرف پ وجود ندارد و در همه جا به صورت ب كتابت شده است .