برآورد گرز گران را ز زين * بزد بر سر شاه تورانزمين
ز نيرو بيفتاد « 1 » گرزش ز دست * ز بادش سپهدار تركان بخست
جهاندار با زخم خورده ، كمند * بينداخت آمد سر او « 2 » به بند
عنان برگراييد و برگاشت اسب * خروشيد بر سان آذرگشسب
چو برزو چنان ديد بر سان باد * كمندش ز فتراك زين برگشاد
بيفكند در « 3 » يال افراسياب * ز ديده بشسته ز كين شرم و آب
ز يكديگران روى برگاشتند * به خورشيد نعره برافراشتند
به لشكرگه خويش دادند « 4 » روى * روان پر ز اندوه و دل چارهجوى
برانگيخته « 5 » اسب از آوردگاه * بپوشيد « 6 » از گرد خورشيد و ماه
ز نيروى هردو فروماند اسب * تو گفتى كجا بار ماندند اسب « 7 » ( ؟ )
ستادند هردو بر آن پهندشت * نگه كن كه آن روزشان چون گذشت
به بند كمر اندر آورد دست * يكى شير غران ، دگر پيل مست
همين كرد زور و همان زور كرد * جهانى پر از شر و از شور كرد
ز نيرو شده ديدهء هردو خون * وز آن دو يكى تن نيامد نگون
چو شيده بديد آن برآشفت و گفت * كه با ما خرد نيست امروز جفت « 8 »
هامش
( 1 ) . ن : به نيرو درافتاد .
( 2 ) . ك : بدان تا سر او درآورد .
( 3 ) . ن : بر .
( 4 ) . ن : كردند .
( 5 ) . ك ، ن : برانگيخت .
( 6 ) . ن ، س : بپوشيد .
( 7 ) . ن ، س : بجا ماند آذرگشسب ؛ پ ، م : بيت را ندارد .
( 8 ) . « ن » ، « س » به جاى بيتهاى 1635 - 1639 دارد :همى زور كرد اين بر آن آن بر اين * نجنبيد يك مرد بر پشت زين
بپالود از ناخن هردو خون * نيامد يكى زآن دو از زين برون
سپهدار شيده چون آن را بديد * فغانش به گردنده گردون رسيدكاتب « پ » از مصرع اوّل اين بيتها و مصرع دوم بيت سوم يك بيت ساخته و سپس به بيت 1640 منتقل شده است . ( نسخهء « م » چند برگ از آخر ندارد ) .