ندانى همانا كه من كيستم * برين « 1 » جايگه از پى چيستم
منم مايهء جنگ برزوى شير * نبيرهء جهانبخش گرد دلير
ز كام نهنگان نترسم در آب * نه بر دشت از تيغ « 2 » افراسياب
گرازان بدانم درين « 3 » تيرهشب * به شادى گشاده به ره بر دو لب
كز ايرانيان بند بيرون كنم * ز خون تو اين خاك گلگون كنم
چو بشنيد شيده برآشفت سخت * كه از ما به يك بار برگشت بخت
همى خاك « 4 » يا بى برين روى دشت * برين « 5 » سان ز ما بخت وارونه گشت
كه هر چت ببايد به تركان كنى * همه دودهها را « 6 » به هم برزنى
به ديّان « 7 » كه بر پاى دارد سپهر * به تابنده برجيس و ناهيد و مهر
كه تركان به دل برندارند جنگ * كزين سان برفتى تو بر دشت جنگ « 8 »
نماندى كه ايشان شدندى رها * وگر نيستى تو به جز اژدها
مرا از شمار دگر كس مگير * بگفت اين و برداشت يك چوبه تير
بزد بر « 9 » بر بارهء پهلوان * تو گفتى نبودش به تن در روان
بيفتاد ازو برزوى پيلتن * گشادند بازو بر او انجمن
پياده همى « 10 » پهلوان دلير * سپر بر سر آورد مانند شير
به هر جايگه بر همى كرد جنگ * يكى گرزهء گاوپيكر به جنگ
ز دشمن همى جست چون شير راه * بر آنسان كه رستم به « 11 » آوردگاه
بيامد يكى زان دليران دوان * به نزديك آن نامور « 12 » پهلوان
هامش
( 1 ) . ن ، س : بدين .
( 2 ) . ن ، س : رزم .
( 3 ) . ن : بدين ؛ س : بدان .
( 4 ) . س : خوار .
( 5 ) . ن : بدين .
( 6 ) . ن ، س : نامداران .
( 7 ) . ن ، س : يزدان .
( 8 ) . ن : همچو پلنگ ؛ س : تو همچو برفتى پلنگ ؛ متن : ك ، پ ، م ( قافيه ندارد ) .
( 9 ) . ن ، س : تير .
( 10 ) . س : برو .
( 11 ) . ن : در ؛ س : بر .
( 12 ) . ن ، س : دستان يل .