منم شاخ آن پهلوانى درخت * جهانپهلوان رستم نيكبخت
فرامرز خواند مرا زال زر * سپهدار ايران گو نامور
برين « 1 » جايگه نام من مرگ توست * كفن بىگمان جوشن و ترگ توست
مرا مادر از بهر مرگ تو زاد * چنين دارم از گرد دستان به « 2 » ياد
ببينى به پيكار آهنگ من * به دشت نبرد اندرون جنگ من
بگفت اين و زان پس به كردار باد * دو زاغ كمان را به زه برنهاد
چو درياى جوشان همى بردميد * خروشى چو شير ژيان بركشيد
سر تركش تير را برگشاد * خدنگى برآورد بر سان باد
به زه بر بپيوست سوفار اوى * نشانه ورا چشم پرخاشجوى
درين « 3 » بود كآمد « 4 » پسش ناگهان * خروشى كه كر شد دو گوش جهان « 5 »
فرامرز را گفت كاى نامور * بمان تا ببينم من اين چارهگر
چو بشنيد آواز دستان سام * نكرد ايچ آهنگ او نيكنام
چو زال سپهبد بيامد دمان « 6 » * نگه كرد هر سوى روشنروان
سوارى ستاده بر آن دشت ديد * كه گفتى كه گردون بخواهد كشيد
فرامرز را ديد در جنگ او * به ميدان كينه همآهنگ او
سر و پاى آن نامور بنگريد * به ايران و توران چنو كس نديد
به بالا بلند و به بازو قوى * همه سينه و يال او پهلوى « 7 »
چو دستان نگه كرد در نامجوى * چنين گفت با خويشتن زان پس اوى « 8 »
نو آمد ز توران بدين مرز ما * نداند همى قيمت و ارز ما
نديديم هرگز ز تورانيان * به مردى بدينسان كمر بر ميان
هامش
( 1 ) . ن ، س : بدين .
( 2 ) . ن ، س : زال فرخنده .
( 3 ) . ن ، س : برين .
( 4 ) . ن : كاندر .
( 5 ) . ن ، س : يلان .
( 6 ) . ن ، س : دوان .
( 7 ) . « ن » بيتهاى 667 و 663 و 664 را به ترتيب بعد از بيت 669 آورده است .
( 8 ) . س : پس از اوى ( ! ) ؛ ن : بآرزوى .