بگفت اين وز جاى بركرد اسب * بغريد بر سان آذرگشسب
برآورد بازو به گرز گران * بزد بر سر و ترگ او « 1 » پهلوان
نبد گرز بيژن برو كارگر * فروماند بر جاى پرخاشخر
برآورد از آن پس همى تيغ تيز * بدان تا نمايد ورا رستخيز
برانگيخت باره به كردار باد * به نفرين تركان زبان برگشاد
ز گردون « 2 » به مردى برآورد گرد * چنان چون بود ساز مردان مرد
چو ترك آنچنان ديد شد دردمند * ز فتراك بگشاد پيچان كمند
سر و يال بيژن درآمد به بند * ز نيروى ترك و زخم كمند « 3 »
ز اسب اندر آمد به روى زمين * تهى كرد از آن نامور پشت زين « 4 »
به خم كمندش ببست استوار * كشانش همى برد سوى حصار
ستورش به نزديكى او ببست * بيامد دگرباره بر دز « 5 » نشست
فراموش گشتش كه او را دهان * ببندد بر آنسان كه آن ديگران « 6 »
همى بود بيژن ز كينه خموش * نهاده به آواى رستم دو گوش
همى گفت با طوس نوذر به كين * كه اى نامور شير « 7 » ايرانزمين
ز مردان نزيبد همى خشم و كين * بنالد ازو شهريار زمين
[ گفتار در مناظره كردن فرامرز دستان سام با پيلسم ] « 8 »
فرامرز كز پيش رستم برفت « 9 » * پى اسب گردان ايران گرفت
به كردار درياى كين بردميد * همى راند تا نزد خيمه رسيد
هامش
( 1 ) . ن ، س : سر ترگ آن .
( 2 ) . ك : گردان .
( 3 ) . ن : بيت را ندارد .
( 4 ) . ن ، س : گشت از نامور دشت كين .
( 5 ) . ك ، ن : در ؛ متن : س .
( 6 ) . ن : ديگر گوان .
( 7 ) . ن : گرد .
( 8 ) . عنوان از « س » ؛ عنوان در « ن » خوانده نمىشود .
( 9 ) . ن : به تفت .