[ گفتار در جنگ كردن دستان سام با پيلسم و آمدن رستم در آن رزمگاه با سپاه ] « 1 »
چو بشنيد ازو اين سخن زال زر * به دو گفت كاى ترك پرخاشخر
تو را تيغ بايد كه برّان بود * چه باشد گرش نرخ ارزان بود « 2 »
به پيرى كنون آنت آرم به روى * كه ديگر نيايدت رزم آرزوى
ببينى به ميدان ز من دستبرد * چنان چون بود رسم مردان گرد « 3 »
اگر گردى از چنگ دستان رها * نترسى ز پيكار نراژدها
ببرم سرت را بدين تيغ تيز * نمايم هماكنون تو را رستخيز
ز پشت ستورت به خاك افكنم * به گرز گران گردنت بشكنم
كنم مكر و نيرنگ تو جمله پست * ببينى كنون كوشش پيل مست
همى گشت در « 4 » گرد او ترك « 5 » تاز * گهى در نشيب و گهى در فراز
زمانى به نيزه زمانى به تيغ * همى جست چون برق رخشان ز ميغ
برو بر همى تير باران گرفت * كمند و كمان سواران گرفت
همى كرد تا روز با او نبرد * بدانسان كه باشند مردان مرد
وزان « 6 » سو فرامرز چون باد تيز * همى راند بارهدلى پرستيز
شب تيره چون روى درهم كشيد * فرامرز نزديك رستم رسيد
به ره بر بديدش « 7 » بر افراز رخش * جهانپهلوان رستم تاجبخش
سرافراز برزوى با او به هم * ز هرگونه مىگفت او بيشوكم
گرازان و تازان خود و پهلوان * فرامرز را ديد كآمد دوان
هامش
( 1 ) . عنوان از « س » ؛ در « ن » عنوان خوانده نمىشود .
( 2 ) . ن ، س : درآوردگه سنگ و سندان بود .
( 3 ) . س : مرد ( ! ) .
( 4 ) . ن ، س : گرد با ( س : بر ) .
( 5 ) . ك ، س : ترك و ؛ متن : ن ، پ .
( 6 ) . ن ، س : وزين .
( 7 ) . ك : بديد و .