كه آباد بادا هميشه تنت ! * مبادا به گيتى همه « 1 » دشمنت !
بگفت اين و آن جام مى دركشيد * بيفتاد اسبش « 2 » ازو در رميد
پى اسب گستهم نوذر گرفت * بياورد زان پس ورا برگرفت
ببردش بر آن دز ورا پيلسم * نبودش به دل اندرون هيچ « 3 » غم
به خم كمندش ببست استوار * دگرباره آمد به بام حصار
[ رزم پيلسم با بيژن و گرفتار شدن بيژن به دست او ] « 4 »
چو از تيرهشب نيمهاى درگذشت * ستاره ز گردنده گردون بگشت « 5 »
خروشى به گوش آمدش چارهگر * بدانسان كه گوش ورا كرد كر
يكى گرزهء گاوپيكر به دست * سر نامداران خسروپرست
جهانجوى بيژن گو شيرگير * كه از خشم او شير گشتى چو قير « 6 »
چو از دور مر « 7 » روشنايى بديد * همان خيمه و بانگ رود و نبيد
سر « 8 » افراز بيژن بدان جايگاه * ستاده همى « 9 » كرد در وى نگاه
به دل گفت آيا چه شايد بدن * نبايد برين كار بر دم « 10 » زدن
برين دشت نه « 11 » جاى رامش بود * چنين جايگه جاى دانش بود
به ديّان دادار پروردگار * به ميدان رزم و به دشت شكار « 12 »
هامش
( 1 ) . س : همى ؛ پ ، م : كسى ؛ متن : ك ، ن .
( 2 ) . ن ، س : باره ؛ « ن » ، « س » پس از اين بيت افزودهاند :بغريد و آمد دوان پيلسم * خروشيد بر سان رويينه خماين بيت در « پ » ، « م » نيز نيست .
( 3 ) . ن : اندرو ايچ .
( 4 ) . عنوان از « س » ؛ در « ن » عنوان خوانده نمىشود .
( 5 ) . ن : سپهر و ستاره دگرگونه گشت .
( 6 ) . ن ، س : روز مىگشت تير .
( 7 ) . ن : از ( - آن ) .
( 8 ) . ن : ز .
( 9 ) . ن : بسى .
( 10 ) . ن ، س : بدين كار دم بر .
( 11 ) . ن : نى .
( 12 ) . ن :