به دو گفت سوسن كه اى نيكخوى « 1 » * كجا رفتهاى امشب آنجا « 2 » بگوى ( ؟ )
تو را نام خود گفت بايد نخست * پس آنگه ز من يافت « 3 » پاسخ درست « 4 »
به دو گفت كاى مهتر « 5 » بانوان * منم گيو گودرز روشنروان « 6 »
ز توران برآمد همه « 7 » كام من * به « 8 » ايوانها نقش شد نام من
كنون از پى طوس و « 9 » گودرز راد * جهانپهلوان رستم پاكزاد
به « 10 » ايوان رستم برآشوفتند * به يكديگران « 11 » بر همى كوفتند
چنان چون همى بود ز آغاز كار * به سوسن همى بازگفتش سوار
چو بشنيد سوسن به كردار باد * به نيرنگ و افسون زبان برگشاد
بر آن « 12 » سان كه با طوس و گودرز گفت * بگفتش همه رازها در نهفت
سر گيو گودرز آمد به دام * به گفتار و نيرنگ جادو تمام
سر « 13 » پهلوان گشت ازو نيز گرم « 14 » * به گفتار شيرين او گشت نرم
به كشّى « 15 » به دو گفت كاى دلنواز * مر « 16 » اين خيمه و جام و اين برگ و ساز
به ايوان پيران بسى ديدهام * بدان مرز بىارز گرديدهام
به دست تو چون اوفتاد اين بگوى * همى از ره راست كژى « 17 » مجوى
به دو گفت در روزگار دراز * به دست من افتاد ازينگونه ساز « 18 »
هامش
( 1 ) . ك : جوى .
( 2 ) . پ : اينجا ؛ ن ، س : بودهاى مست ( ن : دشت ) با من ؛ م : چرا آمدى امشب اينجا .
( 3 ) . س : ياب .
( 4 ) . ك : شب تيره ايدر ترا كام چيست ( - ب 401 ) ؛ متن : ن ، پ .
( 5 ) . ن : بانوى .
( 6 ) . ن : كشوادگان .
( 7 ) . ن : بسى .
( 8 ) . ن ، س : بر .
( 9 ) . ن ، س : « و » .
( 10 ) . ن : بر .
( 11 ) . ك : يكديگر از ؛ متن : ن ، س ؛ در همهء دستنويسها اين دو بيت پياپى آمده است و ناقص مىنمايد .
( 12 ) . ن : بدان .
( 13 ) . ن ، س : دل .
( 14 ) . ن ، س : پر ز شرم .
( 15 ) . ك : كشتى ؛ ن ، م : مستى ؛ پ : تركى ( متن اصلاح قياسى است ) .
( 16 ) . ن ، م : من ؛ متن : ك ، س ، پ .
( 17 ) . ن : كجى .
( 18 ) . ن : به چنگ آوريدم من اين ترك ساز ( - برگ و ساز ) .