چنين بود تا بود گشت زمان * نبايد كه باشى شكسته « 1 » روان
به تن بر ندردت شمشير پوست * كجا تيغ برّان به فرمان اوست « 2 »
به رويين چنين گفت پس نامجوى * چه سازيم تدبير اين بازگوى
بيازيد رويين پيران دو چنگ * بر آن خوردنىها به سان پلنگ
يكى مرغ بريان از آن خوان پاك « 3 » * به پيش سگ انداخت بر روى خاك
سگان چون بخوردند اندر زمان * به سيرى رسيدند از آن پس ز جان
فتادند بر خاك و پيچان شدند * از آن كار هردو غريوان شدند
به رويين چنين گفت پس پهلوان * ز تو دور بادا بد بدگمان
به ما بر ببخشود ديّان پاك « 4 » * نيامد سر نامداران به خاك « 5 »
همه نام رستم ازين گشت پست * بشستند از خوان او هردو دست
بفرمود كز پيش برداشتند * به گردون همى نعره برداشتند « 6 »
به مادر چنين گفت كاى مهربان * نبينى تو كردار ايرانيان « 7 »
بر آتش برافكن تو آن نرهگور * كه گشتهست دشمن ز نيرنگ كور
برافروخت آتش هم اندر زمان * بر آتش برافكند گور ژيان
بياورد نزد سرافراز شير * نمك بر پراكند گرد دلير
چو هردو ز خوردن بپرداختند * دگرگونه آرايشى ساختند
هامش
( 1 ) . ن : خليده .
( 2 ) . ن : پس از اين بيت افزوده است :نخواهد اگر آزار مردم إله * شود خنجر تيز برگ گياه
خدا گر نخواهد نكاهد حيات * چو خواهد نيابد جهانى نجات( 3 ) . ن : و دو پاره كاك .
( 4 ) . ن : ايزدان ما ( ! ) .
( 5 ) . ن : كه تو بودى اكنون به مهمان ما ، پس از اين بيت افزوده است :و گرنه درين جاى مرده بديم * همان جان شيرين سپرده بديم( 6 ) . ن : از آن پيش او هيچ نگذاشتند .
( 7 ) . ن : چه كرد اين بدان گورخر اين زمان ، پس از اين بيت افزوده است ( و در عوض بيتهاى 2074 - 2075 را ندارد ) :اگر گشت بريان بياور برم * درنگى نياور به كام اندرم