نهاده دو ديده به درگاه شاه * ز هر سوى آمد به درگه سپاه « 1 »
يكى پهلوان بر ستور سمند « 2 » * بيامد « 3 » به كردار سروى بلند
سپاهى پس پشتِ او نيزهدار * سپهبد به كردار شير شكار
يكى دست بسته گو « 4 » پهلوان * همى رفت شادان و روشنروان
فروماند خيره ز بالاى او « 5 » * وزان پهلوى « 6 » يال و پهناى او « 7 »
بپرسيد كاين مرد از تخم كيست ؟ * ز گردان ايران ورا نام چيست ؟
يكى گفت كاين شيردل « 8 » رستم است * سرافراز و از « 9 » تخمهء نيرم است
به دو گفت كاين « 10 » دست بسته چراست * چو پشت زمانه بدوىست « 11 » راست
چنين « 12 » گفت در جنگ برزوى شير * بيازرد بازوى مرد دلير
به آوردگه دست او خسته گشت * به چشمش همى تيره شد روى دشت
چو بشنيد زن گفت كاى نامدار * چرا باشد اكنون بر شهريار ؟
ز بهرچه ماندهست ايدر « 13 » سپاه * نراند سوى سيستان كينهخواه ؟
به دو گفت خسرو چو از جنگ باز * به ايرانزمين بازآمد به ناز « 14 »
جهانپهلوان بود با او به هم * همى گفت هرگونه از بيشوكم « 15 »
هامش
همى گفت و اشك از دو ديده روان * چو لؤلؤ فراز گل ارغوان
كه ناگه خروش آمد از بارگاه * كه اسپ جهانپهلوان را بخواه( 1 ) . ن :زن از دور ديده نهاده به در * گوى ديد كامد چو شاخ گهر( 2 ) . ن : نوند .
( 3 ) . ن : به بالا .
( 4 ) . ن : به بر .
( 5 ) . ن : به بالاى اوى .
( 6 ) . ك : پهلوى و .
( 7 ) . ن : اوى .
( 8 ) . ن : يكى نامور گفت كاين .
( 9 ) . ن : سرافراز از .
( 10 ) . ن : زن .
( 11 ) . ن : به دو گشت .
( 12 ) . ن : ورا .
( 13 ) . ك : ايران .
( 14 ) . ن : خراميد با بزم و ساز .
( 15 ) . « ن » پس از اين بيت افزوده است :