ببينيم تا بر چه گردد سپهر * بدين نامور تابد از مهر مهر ؟
زواره چو بشنيد آمد دوان * به نزديك گردان روشنروان
كه يك سر همه ساز راه آوريد * سوى بارگاه سپهبد رويد
شما با تهمتن بسيجيد راه * من ايدر بباشم به نزديك شاه
چنين گفت با من جهانپهلوان * نتابم ز فرمان رستم روان
ببينيم كاين لشكر جنگجوى * چگونه به دشمن نمايند روى
خروشى برآمد ز ايرانيان * كه تيره شد اين بخت گندآوران
به ناله همى بانگ برداشتند * درفش و سراپرده بگذاشتند
همى گفت هريك كه اين انجمن * چناناند بىتو چو بىمرد زن
نماند ز ما يك تن اكنون به جاى * كجا « 1 » چون نباشد تهمتن به پاى
نه ايران بماند نه شاه و نه پيل * ز خون دشت ايران شود رود نيل
چو مرغيم بىتو به چنگال باز * شده دست دشمن به ما بر دراز
چو رستم ز ايرانيان اين شنيد * سرشكش ز ديده به رخ برچكيد
به ايرانيان گفت رستم به درد * سرآمد مرا روزگار نبرد
چه گويم چو فردا به دشت نبرد * به ابر اندر آرد هماورد گرد
مرا جويد و من شكسته دو دست * نيارم به رخش تكاور نشست
به دندان گراز و به چنگال شير * توانند « 2 » بودن به پيكار چير « 3 »
يلان هم به بازو بيازند « 4 » چنگ * كه بىدست هرگز نجستند « 5 » جنگ
اگر دست بودى مرا كارگر * مرا ننگ بودى شدن چارهگر
سپهبد به آورد و من چارهجوى * نكردم ز گردون چنين آرزوى
به گيتى مجوى ايچ « 6 » فريادرس * به هركار ديّان « 7 » تو را يار بس
هامش
( 1 ) . ن : همى .
( 2 ) . ك : توانيد .
( 3 ) . ن : سير .
( 4 ) . ن : بيازيد و .
( 5 ) . ك : نجستهست .
( 6 ) . ك : آنچ ( متن اصلاح قياسىست ) ؛ ن : مجوييد .
( 7 ) . ن : ايزد .