چو دريا بجوشد كه كين آورد * همان آسمان بر زمين آورد
كمانش نيارد كشيدن سپهر * به پيكان بدوزد « 1 » همى روى مهر
به تك بگذرد اسبش از تندباد * همانا كه از باد دارد نژاد « 2 »
بر آن كس بگريد زمانه به خون * كه با او به ميدان بود اندرون
فرامرز اگر « 3 » بودى ايدر مگر * به پيكار با او ببستى « 4 » كمر
[ مگر آورد پيش زخمش « 5 » درنگ * اگر چند با او نتابد « 6 » به جنگ « 7 » ]
و ليكن به هندوستان است اوى * به پيكار چيپال بنهاد روى
از ايدر بدانجا دو ماه است راه * ندانم كه چون گردد اين چرخ و ماه « 8 »
دو اسپه سوار ار شود پيش اوى * به دو ماه آيد همى جنگجوى
مگر بخت برگشت از ايرانيان * كه پيروز گشتند تورانيان
خروشى به ايران سپه در « 9 » فتاد * چو گاه خزان در رزان تندباد
چو خسرو ز رستم شنيد اين سخن * برو تازه شد درد و كين كهن
به گردان چنين گفت كاى سروان * مداريد ازين ترك خسته ، روان
نگردد به جز كام ما روزگار * چنين است فرمان پروردگار
چه گويند ، كاين گنبد تيزگرد * برآورد از لشكر ترك گرد
از آن نامداران كه من ديدهام * ز كردنگشان نيز بشنيدهام
شما ز آن نديديد صد يك به چشم * ز يك مرد چندين مگيريد خشم
سپيده چو از كوه سر برزند * سپاه دو كشور به هم برزند
چو خورشيد تابان برآيد به گاه * بپوشد با من دو رخسار ماه
هامش
( 1 ) . ك : بدوزم .
( 2 ) . ن : بيت را ندارد .
( 3 ) . ن : كو .
( 4 ) . ك : بتابد ؛ متن : ن ، م ، پ .
( 5 ) . م ، پ : پيش زخمش بكردى .
( 6 ) . پ : نيايد .
( 7 ) . م : نباشدش رنگ ( ! ) ؛ در ( پ ) دو مصرع جابهجا شده است .
( 8 ) . ن : چرخ ماه ، دستنويس « ن » از اينجا به بعد 37 بيت ( يك صفحه ) را ندارد ، هنگام فيلمبردارى اين صفحه از قلم افتاده است ( بيتهاى 982 - 1019 ) ؛ ضبط دستنويسهاى « پ » ، « م » بسيار با متن متفاوت است و امكان مقابله نيست .
( 9 ) . ك : ايران و دربر ؛ متن : م .