كه كردار چون بود و پيكار چون * سر جنگجويان كجا شد نگون
فريبرز چون آن سخن بشنويد * بزد دست و گرز گران بركشيد « 1 »
مر او را غريوان « 2 » به بر درگرفت * ز جان و تن خويش دل برگرفت
به دو گفت بدرود تا جاودان * تو زى سال و مه شاد و روشنروان
بگفت اين و باره برانگيخت زود * به جايى كه هومان پيروز « 3 » بود
چو افكند بر وى « 4 » سپهدار « 5 » چشم * برآشفت چون شير غرّان ز خشم
همى رفت چو پيل كفافكنان * سر جنگجويان ز تن بركنان
برين سان همى رفت تا قلبگاه * به جايى كجا بد درفش سياه
چو هومان ويسه مر او را بديد * بزد دست و گرز « 6 » از ميان بركشيد
بيامد به پيش « 7 » سپهبد به جنگ * خروشان و جوشان به سان پلنگ
دو گرد گران اندر آويختند * يكى گرد تيره برانگيختند « 8 »
چو برزو چنان ديد آمد دوان « 9 » * به نزد فريبرز و طوس آن زمان « 10 »
هامش
( 1 ) . ن : سرشكش ز ديده به رخ برچكيد .
( 2 ) . ن : سپهدار ايران .
( 3 ) . ن : هومان و گلباد .
( 4 ) . ك : افكنده برزو ؛ متن : ن .
( 5 ) . م : چو بر رايتش بازافكند ؛ دستنويس « ن » اين بيت را پس از بيت 576 آورده و در اين حال مرجع وى به ظاهر هومان است .
( 6 ) . ن : تيغ .
( 7 ) . ن : پيشش .
( 8 ) . ن : همى ريختند ؛ دستنويس « پ » براى سامان دادن به بيت بعد ، افزوده است :چه طوس دلاور مر ايشان بديد * يكى نعره زد سوى ايشان دويد( 9 ) . ن : روان .
( 10 ) . ن : گوان . ملاحظه مىشود كه معلوم نيست طوس چگونه در كنار فريبرز قرار گرفته است ، لذا دستنويس « م » پس از بيت 578 به جاى بيتهاى 570 و 580 افزوده است ( اين بيتها در دستنويسهاى ديگر و نيز نسخهء چاپ ماكان نيست ) :سپهدار برزو چو ديد آنچنان * بشد نزد ايشان چو پيل دمان
وزان پس چو طوس سپهبد بديد * كه برزو به يارى هومان رسيد
بزد اسپ و آمد به نزديك اوى * خرامان و جوشان و پرخاشجوى
به برزو يكى نيزه زد نامدار * نيامد سنان سپهبد به كار