شكستى كز آنگونه ديده « 1 » نديد * نه گوش زمانه بر آنسان شنيد
چنان شد به « 2 » ايرانيان روى دشت * كه گردون گردان از آن خيره گشت
چون شب روز شد كس از ايشان « 3 » نماند * كه منشور شمشير توران نخواند « 4 »
ز خسته به هر ده يكى تن نزيست * وگر « 5 » زيست بر جانش بايد گريست
هم آنگَه « 6 » سپيدهدمان بردميد * سراپردهء قيرگون بركشيد « 7 »
نگه كرد طوس و فريبرز شاه * جهان گشت بر چشم هردو سياه
همه دشت سر بود بى « 8 » دست و پاى * دليران به دشمن سپردند جاى « 9 »
شكسته شده « 10 » نامداران همه * پديد آمده باز گرگ از رمه
پراكنده لشكر ، دريده درفش * ز خون يلان روى ايشان « 11 » بنفش
سپهدار تركان و هومان به هم * به هر گوشه تازان چو شير دژم
به مردى بريده سر سروران * به گردن برآورده گرز گران
فريبرز را طوس گفت اى پسر * چگونه توان برد ازين سان « 12 » به سر
شگفتى بدينسان نديدهست كس * همانا سيه شد مرا روز پس
هامش
( 1 ) . ن : هرگز .
( 2 ) . ن : ز .
( 3 ) . ن : ز ايران .
( 4 ) . ن : كه او را بر اسبى توان برنشاند .
( 5 ) . ن : اگر .
( 6 ) . ن : همانا .
( 7 ) . ن : بيرون كشيد .
( 8 ) . ن : بودى و .
( 9 ) . ن : نموده قفاى .
( 10 ) . ن : شدند .
( 11 ) . ن : هامون .
( 12 ) . ن ، م ، پ : همانا كه آمد زمانمان ( م ، پ : زمانه ) ؛ وضع دستنويسها طى چند بيت ديگر آشفته است ؛ « ن » پس از اين بيت دارد :بدينسان چگونه توان شد به پيش * شكستى گشايند بر ما ز پيش ( ! )« م » دو بيت ديگر افزوده كه دومى آن با اندكى اختلاف از مصرع اوّل بيت 551 و مصرع دوم بيت 552 ساخته شده و بدون قافيه است ( در عوض بيتهاى 550 - 553 را ندارد ) :بر ايشان چگونه توان شد بسى * شكستى از ايشان نديده كسى
درآمد همى روز سختى كنون * به زشتى گشايند بر ما زبان ( ! )« پ » پس از بيت 549 يك بيت اضافه دارد و در عوض بيتهاى 550 - 551 را ندارد :درآمد به ما روز سختى كنون * سر ما بمانده به ننگ اندرون