نخورديم از تو در آنجاى « 1 » هيچ * مگر آب چشمه ، بدينسان مپيچ
بيا تا يكى پيش شاهت برم * بدان پرگهر « 2 » بارگاهت برم
سر سروان شاه تورانزمين * سرافراز گردان ماچين و چين « 3 »
نبيرهء فريدون و پور پشنگ * همى راه جويد ازين « 4 » خاره سنگ
همى راه جوييم از تو كنون * نجوييم كين و نريزيم خون « 5 »
چو گرسيوز اين گفت ، برزوى شير * بيامد خرامان بر او « 6 » دلير
به گردن برآورد بيل سطبر * خروشنده بر سان « 7 » تندر ز ابر
تو گفتى درختىست ز آهن به بار * و يا نره شيرىست در مرغزار
دلير و خرامان « 8 » و دل پرشتاب * بيامد به نزديك افراسياب
چو آمد به نزدش زمين بوسه داد * نيايشگرى را زبان برگشاد
جهاندار او را به شيرينزبان * نوازيد و بنشاند اندر « 9 » زمان
به دو گفت كاى مرد با راى و كام * نژادت ز كيست « 10 » و چه نامى « 11 » به نام
ز تخم كهاى وز كدامى گهر * چه گويد همى مادرت از پدر
نكرديم بر كشتهزارت « 12 » زيان * دژم روى گشتى چو شير ژيان
به دو گفت برزوى كاى نامجوى * دلت شاد باد و فروزنده روى
پدر را نديدم به چشم از بنه * همه سال ايدر بدم يك تنه
من و مادرم ايدر و چند زن * نيايى « 13 » كهن باز مانده ز من « 14 »
هامش
( 1 ) . ن : درين جاى .
( 2 ) . ك : گوهر ( ! ) .
( 3 ) . ن : بيت را ندارد .
( 4 ) . ك : بدان .
( 5 ) . در « ن » بيت 158 پس از بيت 159 آمده است .
( 6 ) . ن : بر او بيامد خرامان .
( 7 ) . ن : شد همچون ( ! ) .
( 8 ) . ك : دليران .
( 9 ) . ن : بنشاندش در .
( 10 ) . ن : كه است .
( 11 ) . م : كدام است چه دارى ؛ پ : بزادت ( نژادت ) كدام و چه باشد .
( 12 ) . ن : كشت و برزت .
( 13 ) . ن : نياى .
( 14 ) . ك : تن ؛ متن : ن ، م .