تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس الناس ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
چون از كار گريزان بود و به تن‌پرورى مشعوف ملتفت نصايح آن اسپ نشد و بار ديگر فريب خورده همراه روباه گشت . روباه او را ايمن گردانيده به مرغزار رسانيد . چون به نزديك رسيدند برفت و با شير مشورت كرده گفت : « حدّة المرء مهلكه » ، آوردن صيد ديگر بار ميسّر گشت . صبر لازم دار و تهتّك بگذار . تدبير كار بند و بىرايى بر خود مپسند .

مثنوى

هان تا نشوى به صابرى سست * گوهر به درنگ مىتوان جست بىراى مشو كه مرد بىراى * بىپايه بود چو كرم بىپاى روباه ز گرگ بهره زان برد * كان راى بزرگ دارد اين خرد
بعد از قراءت اين مقال از پيش شير به نزد خر آمد و گفت ترا بشارت باد كه ملك اجازت داد ! خر را در پى انداخته از مرغزار گذرانيد و به نزديك شير رسانيد . شير به فراغ بال فى الحال حمله نمود و خر را صيد كرده بكشت . بعد از حصول مقصود روباه را گفت حاضر صيد باش تا بروم و غسلى كنم . بعد از ان به اكل مشغول گرديم . چه سنّت شير آنكه چون صيدى كند برود و غسل كند و بعد از غسل به اكل و شرب مشغول گردد . روباه گفت حكم ملك راست . شير بر سر آب رفت و به غسل مشغول گشت . روباه درين اثنا