ادب است آن كزان رسد يارى * همه دارى اگر ادب دارى
بدان كه قاعدهء مطّرد و ضابطهء متّحد كه چون كسى به پاىبوس ملوك آيد مؤدّب بوده از دور ايستاده باشد تا ملك اجازت دهد . بعد از طلب حجّاب بيايند و او را به پاىبوس ملك رسانند . چون راعى اين باب و محافظ اين آداب نبودى و بر خلاف اين معانى اقدام نمودى هرآينه بر تو غضب كرد و به محلّ بود . چه اگر به خلاف اين صورت ارتكاب نمودى از قبيل وضع الشّىء على غير محلّه بودى و ظلم نمودى . چون نخواست كه از دايرهء عادلان بيرون آمده داخل ظلمه گردد غضب فرمود و ترا ادب نمود و الحالة هذه پشيمان است ، و اوصاف حميده و سيرت پسنديدهء اين ملك آنكه هركسى كه در سايهء عنايت و آفتاب رأفت او درآيد از جميع حالات مخوفه سالم گشته ايمن گردد و تحسّر بسيار خورد كه چگونه غريبى براى سلامت حال به مملكت ما درآيد و از فواضل عواطف ما بهرهمند ناگشته مغضوب و نااميد بازگردد و چرا جزاى رجا و سزاى امل و وفاى او فرار برقرار باشد . اين صورت نه قاعدهء معدلتشعارى و اين معنى نه طريقهء رعيّتدارى .
به حمد اللّه طوايف اصناف حيوانات عالم وظائف اميدوارى تقديم بنموده و بسيط عدل ما بسيط زمين پيموده به اين درگاه مىآيند و به فضل بارى و يارى همّت مقضى المرام با حصول مراد و كام به مربع مرتع خويش معاودت مىنمايند .
چون حال بدين نوع است وظيفه آنكه برخيزى تا به درگاه عدالتپناه او معاودت نماييم ، تا آنچه از قاعدهء تربيت و عنايت پادشاهانه سزد بيابى . خر