مثل آن باشد بىقصد حرمان غير از آن .
نصيحت
افلاطون پسر خويش را اين نصايح نموده و گفته اى پسر من اين چند خصلت پيشه ساز تا از بلا رسته و ايمن باشى : با قوىتر از خود پيكار مكن . با نادان مناظره منماى . بامرائى دوستى مكن . با دروغگو معاملت مكن .
با بخيل صحبت مدار . با فرومايه شراب مخور . با زنان صاحب سرّ مشو . هركه را بىتو كار برآيد او را از خشم و گلهء خويش مترسان و هركه را بىتو كار برنيايد مددكار او باش . با كهتران بهانهجوى مباش . چون خادمان خود را شغلى فرمايى دو كس را مفرماى . چون فرمانده باشى در آن فرمان انباز و شريك مخواه .
با دوست و دشمن كريم باش . به هرحقّ و باطل دل در عقوبت مردم مبند . طريق مروّت و مردمى پيشه كن .
چون برين نصايح ارتكاب نمايى بر خصلتى ديگر كه مشتمل بر جميع نصايح حكماست اشتغال نما تا سعادتمند دارين گردى و آن نصيحت اينكه دروغگو مباش . چه بدترين قبايح و رذايل كذب و دروغ است .
زيرا كه تميز انسان از ساير حيوانات به نطق است و غرض از نطق اعلام غير بود از امرى واقع كه بر آن واقف نباشد و كذب منافى اين غرض .
پس كذب مبطل خاصّيّت نوع بود . بدان كه عاقبت كذّابان نامحمود و محروم از ادراك مقصود و راستگويان و صديقان مظفّر و منصور و از پريشانى و ضرر اعدا دور ، و اگرچه امرى باشد كه ظاهرا اقتضاى آن كند كه اگر قايل واقع حال گويد به او ضررى و خللى رسد - همچنانچه علماى معانى در قسم بديع از جملهء امثله ذو الوجهين بيان كردهاند .