تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس الناس ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤

ادب ديگر

آنكه دوست بايد كه با دوست خويش عيب‌جو و بهانه‌گير نباشد ، و پرده‌دار بود نه پرده‌در . و اگر دوست او معيوب به عيبى بود به تدريج ازو بيرون برد نه به طريق سرزنش . تا اين صورت سبب استمرار آن نگردد . و چه جاى اين معنى كه دوست بايد كه عيب دوست پيش او هنر نمايد ! به خلاف دوستان اين زمان كه هنر در نظر ايشان عيب مىنمايد !

مثنوى

زهر ترا دوست چه داند شكر * عيب ترا دوست چه گويد هنر دوست بود مردم راحت‌رسان * ورنه رها كن سخن ناكسان گربه بود كز سر هم پوستى * بچّهء خود را خورد از دوستى دوست كدام آنكه بود پرده‌دار * پرده‌درند اين همه چون روزگار جمله بدان ، كز تو سبق چون برند * سكّهء كارت به چه افسون برند با تو عنان بستهء صورت شوند * وقت ضرورت به ضرورت روند
أنيس الناس ( فارسى ) — صفحة 44 | ايرج افشار / شجاع