مصلحت تست زبان زير كام * تيغ پسنديده بود در نيام
دار درين طشت زبان را نگاه * تا سرت از طشت نگويد كه آه
لب مگشا گرچه درو نوشهاست * كز پس ديوار بسى گوشهاست
تا چو بنفشه نفست نشنوند * هم به زبانت سر تو ندروند
نغزنويسى قلم آهسته دار * بر تو نويسند زبان بسته دار
بد مشنو وقت گران گوشى است * زشت مگو نوبت خاموشى است
آنچه ببينند عياران به شب * باز نگويند به روز آن عجب
لاجرم اين گنبد انجمفروز * آنچه به شب ديد نگويد به روز
گر تو درين پرده ادب ديدهاى * باز مگو آنچه به شب ديدهاى
غنچه كه او پردهء جان باز كرد * چشمهء خون شد چو دهان باز كرد
أنيس الناس ( فارسى ) — صفحة 43
مساهمون: ايرج افشار
ص٤٣